روزهای بعد، همگام با تغییر روند نرخ ارز حاشیه بازار، بصورت افسار گسیخته به جهت برخی هیجانات پیش آمده از سمت چالش های سیاسی مربوط به برجام و برخی تهدیدها؛ با هم آوایی شکل گرفته از سوی برخی از عرضه کنندگان حوزه های کالایی از جمله بازار داخلی فولاد به منظور دورخیز برای برخی نوسان گیری ها و فرصت سازی‌ها در یک رابطه برد (عرضه کننده طراز اول و بنکدار) - باخت ( توزیع کننده سطح آخر یا خُرده فروش) مواجه شد.

 

***بررسی تعادل در عرضه و تقاضای فولاد

در شرایطی که حجم کلی تقاضای مصرف واقعی در بازار داخلی کشور تغییرات محسوسی را به خود ندیده و قرار نیست اتفاق خاصی حداقل در کوتاه مدت رخ دهد؛ تلاش برخی مبادی عرضه کننده کالا، بر القاء روند افزایشی ناپایدار، شکننده و نامتعارف، و برخلاف میل و اراده ناظرین دولتی و یا کمیته تخصصی تنظیم بازار فولاد؛ معنایی به جز ایجاد یک رابطه برد - باخت بین عرضه‌کنندگان سطح اول و توزیع کنندگان خُرد سطح آخر نخواهد داشت و این به مثابه یک رفتار گریز به پایین دستی ها یا به نوعی پاتک به آنها محسوب می‌شود.

➖ چرا ضرر و زیان برای توزیع کنندگان خُرد سطوح انتهایی؟!

در توصیف چرایی این موضوع ابتدا میبایست به تشریح ماهیت تقاضای بازار پرداخته شود.

➖ بطور کلی و با توجه به اینکه، فعالیت های صادراتی برای تجار، بنکداران و واسطه ها ممنوع شده؛ تقاضای داخلی را میتوان بطور عمده به ۳ دسته کلی تقسیم کرد:

الف ) تقاضای عمده بنکداران و عمده فروشان که عمدتا فعالیت آنها به خرید حجمی از بورس کالا و سپس توزیع تدریجی آن به سطوح پایین تر و بصورت تک ظرفیت فروشی به آهن فروشان خُرد و یا تقاضای مصرفی محدود می‌شود. این عده از فعالان بطور معمول به سبب اختلاف قیمتی که بین نرخ معاملاتی بورس کالا و بازار وجود دارد، اکثر اوقات در حاشیه سود قرار دارند، البته در دو ماه گذشته، به سبب روند مستمر کاهشی، برخی از فعالان این گروه هم متحمل ضرر و زیان گردیدند.

ب) تقاضای عمدتا خُرد مصرف کنندگان و آدرس های پروژه‌ای که قسمت کوچکی از ان با خرید مستقیم از بورس کالا و عمده آن با خرید از بنکداران یا تولیدکنندگان بخش خصوصی صورت می‌گیرد. این گروه از تقاضا عمدتا به دنبال کسب منفعت حاصل از خرید و فروش فولاد نیستند هر چند که خرید با قیمت منصفانه برای آنها اهمیت دارد.

ج) تقاضای توزیع کنندگان خُرد بازار یا آهن فروشان صاحب انبار تحت مرکزیت و فرماندهی اتحادیه ها؛ عمده افراد فعال در این حوزه از بازار را اشخاص حقیقی تشکیل میدهند که از امکانات کافی برای خرید از بورس کالا برخوردار نبوده و لذا کالای مورد نیاز خود را از مبادی خارج از بورس کالا؛ شامل تولیدکنندگان بخش خصوصی یا بنکداران؛ و بصورت تک ظرفیتی تهیه میکنند؛ این گروه از فروشندگان و توزیع کنندگان شاخه های انتهایی زنجیره توزیع که حوزه وسیع و مویرگی کشور را تشکیل میدهند؛ در معرض بیشترین آسیب از سمت نوسانات بازار قرار داشته و عمده بازار هدف تولیدکنندگان بخش خصوصی یا بنکداران را تشکیل می‌دهند. علت بیشترین آسیب آنها از نوسانات بازار، خرید عمده و توزیع خرد و زمان بر این پروسه است.

طی ماه‌های اخیر، همواره تلاش ناظرین دولتی بازار یا کمیته تخصصی تنظیم بازار فولاد کشور؛ بر این اساس بوده که با کنترل عرضه های مکفی برخی از فولادسازان بزرگ کشور در بازار داخلی و از طریق بورس کالا، از نوسان گیری های نامتعارف یا به عبارت دیگر از نوسانات قیمتی غیر معمول و ناپایدار بازار داخلی جلوگیری به عمل آورد؛ بدیهی است که فولاد یک کالای تولید داخلی با هزینه های تولید عمدتا ریالی بوده و لذا اتصال بازار داخلی این کالا به نوسانات ارز حاشیه بازار در شرایط جنگ اقتصادی و درهای تقریبا بسته اقتصادی کشور، طبیعتا فعلی نامتعارف و غیر قابل قبول از سمت برخی از دلسوزان مردم دیده می‌شود؛ پیش ترها ایرادی بر این تفکر وارد شده بود، بر این اساس که اختلاف قیمت به وجود آمده بین بازار داخلی و بازار خارجی، موجب پیدایش رانت برای برخی از تجار با فعالیت صادراتی ریالی برای آنها در بازارچه های مرزی خواهد شد، که این روزنه با درایت وزارت محترم صمت بسته شد و صادرات صرفا محدود به تولیدکننده یا نماینده قانونی او گردید؛ بدین ترتیب فعالیت بازار داخلی فولاد عملا به پیروی از اقتصاد مقاومتی، مستقل از نوسانات دلاری از بازار صادراتی منفک شد.

عملکرد این فرایند کنترلی، طی دوماه گذشته، اثر خود را نشان داد، بطوریکه توزیع منظم فولاد داخلی با نظارت و اهرم‌های کنترلی در جای جای زنجیره توزیع؛ توانست بین ۲۵ تا ۳۰ درصد نرخ داخلی فولاد را به تبعیت از اقتصاد مقاومتی غیر متصل به دلار آمریکایی، پایین بیاورد، بطوریکه مصرف کننده نهایی در توزیع این یارانه تولید به نوعی شریک شد.

این نوع تنظیم بازار اما برای برخی از فعالان بازار خوشایند نیست، چراکه تاب تحمل نرخ فولاد ارزان قیمت داخلی در مواجه با قیمت های دلاری خارجی را ندارند؛ این عده معتقد به فروش بر مبنای دلاری در بازار داخلی ریالی هستند؛ خوشبختانه این تفکر علیرغم تلاشهای صورت گرفته از سمت برخی از عرضه کنندگان؛ عملا در بازار داخلی تحقق پیدا نکرده است.

 

***نقش نرخ ارز در التهاب بازارهای کالایی

بعد از شروع اولین مرحله از ساماندهی و کنترل مجدد نرخ ارز بازار حاشیه توسط صرافی ملی؛ التهاب برخی از بازارهای کالایی، به خصوص بازار فولاد کشور؛ به سرعت برطرف شد، به طوریکه تقریبای هیجانی باقی مانده در بازار، که با شک و دودلی در تصمیم گیری برای خرید، در بازار خارج از بورس کالا مواجه شده بود؛ با دیدن توفیق بانک مرکزی در کنترل بازار ارز، دید شفاف تری از بازار پیدا کرده و مجددا به آرامش برای تصمیم گیری منطقی بازگشت.

علت عدم تعجیل و حرکت حساب شده عمده تقاضای موجود در بازار خارج از بورس کالا هم به جنس و ماهیت این تقاضاها مربوط میشود، که بنا بر توضیحات ارائه شده عمدتا از جنس تقاضای هیجانی انباری شاخه های انتهایی توزیع؛ و نه تقاضای واقعی؛ بود.

در واقع و در حقیقت تقاضای مصرف کننده واقعی همان ابتدای به شروع تغییر روند بازار؛ در روز چهارشنبه یا نهایتا پنجشنبه؛ خرید خود را انجام داد و رفت؛ چراکه بازار تقاضای واقعی مصرف داخلی این روزها کوچکتر از همیشه دیده میشود؛ آنچه باقی ماند گروه عمده‌ای از آهن فروشان خُرد بودند همراه با تردید برای خرید؛ که با روشن‌تر شدن سمت و سوی متغیرهای بنیادین اثر گذار بر بازار؛ شک و دودلی آنها هم نهایتا تا ظهر برطرف شد.

گزارشگر فولاد