به نظر می رسد که بازار سرمایه در آستانه یک حرکت رو به رشد قرار گرفته است. وضعیت اقتصاد ایران به شکلی است که باید از این فرصت به بهترین شکل ممکن استفاده کرد و فرصت سوزی در این بازه زمانی حساس به نابودی بازار سرمایه در ایران خواهد انجامید.
* نوید روزهای خوب در بازار سرمایه
به گزارش آرتان پرس، حجم و ارزش معاملات رو به افزایش است و کم کم شاهد شکلگیری روند صعودی بورس بعد از ریزشهای هیجانی و بی وقفه هستیم. با بهبود ارزش معاملات و ورود پول, تریگرهای خرید بیشتری فعال خواهد شد. در حال حاضر نیز کم و بیش خبرهای خوبی در حاشیهی بازار به گوش میرسد؛ از توجه مسئولین به بورس و آزادسازی قیمتها تا رفع محدودیتهای فنی و معاملاتی بازار و تلاشها برای حرکت دادن بازار.
درست عکس مرداد ۹۹ که تلاشها برای محدود کردن سیستم معاملات و فشار بر بازار بود این بار تلاشها برای حرکت دادن بازار است. اعتماد عمومی هم تنها پس از یک دورهی معاملاتی آرام و بدون حاشیه و البته مثبت و پُر حجم اتفاق میافتد و شاخص در مرحلهی اول میتواند بار دیگر به محدوده ۱۵۰۰ – ۱۵۵۰ برسد. در آن زمان بار دیگر شرایط بازار را بررسی خواهیم کرد.
* نگاه بنیادین به سهم های فولادی و ذوب آهن
اما سوال اساسی اینجاست که از نگاه بنیادی سهم های فولادی تا چه اندازه از این رشد احتمالی تاثیر خواهند پذیرفت. به نظر می رسد که اگر رشد پیوسته ای را در بازار سرمایه شاهد باشیم قطعا سهام فولادی ها و ذوبی ها با یک رشد قابل توجه همراه خواهد شد اما در حال حاضر دنیای دیگری به موازات دنیای ما در حال شکلگیری است که بسیاری از مناسبات اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی در آنجا در حال شکل گیری است. بازار ارزهای دیجیتال و سودای درآمد ارزی باعث شده تا مردم به بازار بورس اقبال کمتری نشان دهند.
* دمیدن روح سرمایه به کالبد داراییها
اگر بازار مشتق ها و ابزارهای هِجینگ (مصون سازی در مقابل ریسک) در بازارهای مالی دنیا را بررسی کنیم میبینیم که آنچه پشتوانهی اقتصاد واقعی است همانا بازار مالی قوی است. شرکتها، پروژه ها و ایده ها پس از شکلگیری برای جذب سرمایه و رشد، وارد بازار مالی میشوند.
اگر به دنبال رشد واقعی در اقتصاد کشور هستیم باید بازار مالی قوی داشته باشیم و از رشد بورس و بازار مالی نهراسیم، از این اقبال جهانی به بازارهای مالی استفاده کنیم و از مسیری که برای توسعه و رشد اقتصادی به وجود آمده استفاده کنیم.
متاسفانه عمده رویکرد حاکمیت بازار در گذشته ترس از بورس و محدود کردن آن بوده که هم برای دولت و هم برای مردم فقط زیان تولید کرده است. در کنار سایر نااطمینانیها در اقتصاد کشور، نرخ سود بانکی و توجه بیش از اندازه به نسبت p.e مانع جذب نقدینگی در پروژه های نوآورانه و با بازدهی بالا شده است و به دلیل تفکر جمعی بازار در خصوص خرید سهام با p.e پایین و یا سپردهکردن پول در بانکها و اوراق با درآمد ثابت شاهد عدم شکل گیری یک کسب و کار ایرانی بزرگ و با تکنولوزوی روز در کشور هستیم و حتی بزرگترین هلدینگها هم سراغ معدن و فولاد و پتروشیمی میروند (که البته هم مزیت رقابتی وجود دارد اما منظور این است که در کنار این موارد باید بازارهای نوآورانه نیز به عنوان نوک پیکان توسعه همواره مورد توجه باشند. نسبت سرمایهگذاری در این دو بازار در کشور ما قابل قبول نیست).
* بورس؛ آماده ترین بازار سرمایه گذاری کشور
بورس ما یکی از آمادهترین بازارها برای دگرگونی در سرمایهگذاری و توسعه است و حیف است که به جای برنامه ریزی برای توسعهی آن به فکر اعداد شاخص کل و فروش اوراق و … باشیم. نقدینگی تا پایان آبان ماه به ۴۳۱۵ هزار میلیارد تومان رسیده است! چیزی حدود ۱۴۴ میلیارد دلار!
این پول، پرقدرت است و در شرایط فعلی خاصیت تخریبی و تورمی برای اکثر بازارها را دارد مگر اینکه به یک مکان درست هدایت شود.
برای پی بردن به قدرت این پول بد نیست بدانید:
با حجم معاملاتی امروز بورس (حدود ۴۰۰۰ میلیارد تومان) این پول میتواند هزار روز معاملاتی پشت سر هم ( ۴ سال پیاپی هر روز و بدون وقفه) بورس را مثبت کند. دقت کنید موج صعودی اخیر بورس ۶ ماه بود آن هم نه به صورت پیاپی.
* قدرت نقدینگی موجود و لزوم هدایت آن
با در نظر گرفتن ارزش ۸ هزار میلیارد تومانی بازار مسکن در یک دوره نسبتا متعادل معاملاتی، میتوان حدود ۲ سال پیاپی هر روز هفته رونق معاملاتی گسترده در بازار مسکن ایجاد کرد و حتی اگر بخشی از آن وارد بازار ارز و طلا شود مشخص نیست چه بر سر اقتصاد کشور میآید!
حتی بخشی از این پول برای افزایش تولید نفت و محصولات پتروشیمی و معدنی و نوسازی صنایع کشور کافی است. برای اشتغال و از بین بردن بیکاری و برای رونق بورس کافیست. چرا باید کاری کنیم که این پول ترسو باشد یا صرف خرید خانه در کشورهای بحرانزده همسایه شود.
این حجم نقدینگی هم میتواند تورم افسار گسیخته ایجاد کند و هم میتواند با برنامه ریزی درست موتور بازارهای مولد را روشن کند. این مهم در بستر اعتماد عمومی اتفاق میافتد که سنگ بنای هرگونه بازارسازی اقتصادی در کشور است. کانال و ابزاری که میتواند این نقدینگی را راهی تولید و توسعه کند در شرایط فعلی فقط و فقط بازار سرمایه است.
این مطلب بدون برچسب می باشد.











ثبت دیدگاه