بهای سنگ آهن در پایان سال ۲۰۱۶ در سطوحی نزدیک به ۸۰ دلار در هر تن ثبت شد که با توجه به نوسان قیمت ها در سایر بازارهای کالایی همچنین موجودی بالای انبارها و نگرانی از افت قیمت ها، سطوح مطلوبی برای بازار این کالابه شمار می رود. این در حالی است که افق بازار سنگ آهن امیدبخش نیست زیرا بر میزان تولید و عرضه این ماده خام افزوده می‌شود در حالیكه رشد تقاضای آن اندك است.

فعالان این بخش معتقدند در شرایط رکودی که برای این ماده معدنی وجود دارد، بهتر است مازاد سنگ‌آهن مصرفی کشور با مشوق‌های دولتی به خارج از کشور صادر شود. در واقع فعالان حوزه سنگ‌آهن بر این باورند باید در پی این بود که مازاد سنگ‌آهن را به هر نحوی که شده تبدیل به پول کرد و پول حاصله را تبدیل به سرمایه‌گذاری در معادن، سرمایه‌گذاری در حوزه اکتشاف، در حوزه صنایع معدنی، تکمیل زنجیره فولاد، رفع مشکلات معادن، ‌پرداخت بدهی‌هایی که معدن‌کاران به دولت دارند.‌ این موضوع باعث حیات و توسعه سنگ‌آهنی‌ها می‌شود و از همه مهم‌تر مجددا ایجاد ارزش افزوده می‌کند.

در این بین تقاضایی که فعالان سنگ‌آهن از دولت دارند این است که با توجه به اینکه بخش سنگ‌آهن دوره بسیار بدی را پشت سر گذاشته دولت این موضوع را مورد بازنگری قرار دهد. از سال ۹۴ تا ۹۶ وضعیت معادن سنگ‌آهن به دلیل اینکه درآمد نداشتند و بسیاری از معادن، عیار پایین بودند و قیمت خیلی بالایی نداشتند، ‌نتوانستند دخل و خرج خود را با یکدیگر به نقطه تعادلی برسانند و مدیریت کنند. در این شرایط بود که معادن به تعطیلی و نیمه تعطیلی رسیدند. در حال حاضر یک مدت کوتاه است که به واسطه بالا رفتن قیمت‌های جهانی مقداری امید، آرام آرام به معادن راکد و تعطیل شده بازگشته است و افراد در حال بازگشت به معادن هستند تا سرمایه‌های خفته را مجددا فعال کنند و معادن به شرایط عادی بازگردند.

در این خصوص دكتر كیوان جعفری طهرانی معتقد است در این شرایط وضع کردن مطالبه جدیدی که باعث بالارفتن هزینه‌های تولید شود و دوباره معدن‌داران را در شرایط تنگنا قرار دهد، اصلا عقلانی نیست، اخذ عوارض از معدن‌داران با هر نیتی که وضع شود در شرایط فعلی اقتصاد معادن به صرفه نیست و این اتفاق یک شوک و فشار مضاعف دیگر را بر دوش معدن‌داران خواهد گذاشت و این موضوع باعث می‌شود در وهله اول سرمایه‌گذاران از بخش معدن فرار کنند و در مرحله دوم معادنی که مجددا شروع به کار کرده بودند و نیت تولید داشتند، رها خواهند شد و شرایط رکود حاکم خواهد شد.

درست است که قسمت عمده‌ای از این محصول صرف مصرف داخل شده و وارد زنجیره تکمیل فولاد می‌شود یا تبدیل به کنسانتره، گندله،‌ آهن اسفنجی و شمش می‌شود ولی قسمتی از محصول روی زمین مانده که فعلا مشتری ندارد و هر روز هم معادن در حال تولید هستند و این دپو در حال بزرگ شدن است. در این شرایط باید صنعت فولاد قدرتمند پرسودی داشته باشیم که طی سال‌های طولانی این سنگ‌آهن را جمع آوری و خرید می‌کرد و خرید تضمینی انجام می‌داد که چنین چیزی امکان‌پذیر نیست؛ به این دلیل که در حال حاضر در خریدهای روزمره هم توانی وجود ندارد.

در این شرایط است که باید تدبیری اندیشید؛ چراکه فرمول ارزش افزوده‌ای که برای سنگ‌آهن مازاد می‌توان به کار بست با مسیر پیشین آن فرق می‌کند.

شیوا نیك وظیفه -فولادنیوز