در این فرآیند اگرچه همچنان دیگر کشورهای حاضر در توافق هسته بر تعهداتشان باقی ماندهاند ولی اثرات روانی این روند در کلان اقتصاد کشورمان چه داخل مرزها و چه خارج از ایران کاملا مشهود است.
داخل ایران افقهای تازهای که براساس امضاء توافقنامه هستهای ایجاد شده بود در هالهای از ابهام فرو رفته و سردرگمی صاحبان صنایع نسبت به رویدادهای آتی باعث شده تا معادلات اقتصادی آنها دستخوش تغییراتی شده باشد و خارج از مرزها نیز نگرانی جرایم سنگین مالی از سوی خزانهداری آمریکا برخی شرکتهای مطرح بین المللی را به این نتیجه رسانده که بازار ایران را علیرغم تمامی امتیازاتش ترک کنند.
این درحالی است که امتیازات معدنی ایران در سراسر جهان غیرقابل انکار است و جاذبهای بسیار بالا برای صاحبان سرمایه چه داخل مرزهای ایران و چه خارجیهاست که همچنان علیرغم کارشکنیهای آمریکا علیه اقتصاد ایران میتواند منابع درآمدی قابل توجهی برای اقتصاد کشورمان باشد. در این زمینه فولادنیوز گفتوگویی با دکتر بهرام شکوری، رئیس کمیسیون معادن و صنایع معدنی اتاق ایران داشته که در ادامه میخوانیم.
• درپی اعلام خروج آمریکا از توافق هستهای شرایط حاکم بر معادن و صنایع معدنی ایران را چطور ارزیابی میکنید؟
با توجه به اعلام نظر دولت آمریکا نسبت به ادامه حضور این کشور در توافقنامه هستهای برخی از افقهای ایجاد شده در دوران اجرایی شدن این توافقنامه در معادن و صنایع معدنی چه در بخش تولید و چه در بخش صادرات محصولات مربوطه درگیر ابهامهایی شد که این شرایط توانست تاثیر ملموسی در معادلات اقتصادی این بخش از اقتصاد کشورمان ایجاد کند و به قول معروف نگرانیهایی را به همراه داشته باشد.
• منظور شما از نگرانی در این بخش اقتصادی چیست؟
ببینید، در شرایطی که روابط اقتصادی ایران با شرکای تجاری خود خارج از مرزها در هالهای از ابهام قرار دارد، قطعا تولید کنندگان و سرمایهگذاران در بخشهای مختلف اقتصادی در تلاش هستند تا این ابهام را به حداقل خود برسانند. بخش معدن و صنایع معدنی نیز از این قاعده مستثنی نیست. از این رو فعالین حوزه بخصوص سرمایهگذاران در تلاش هستند با تحلیل وضعیت بازار آیند کسب و کار خودشان را بهگونهای مدیریت کنند که در این دوره کمترین تاثیرپذیری منفی از شرایط را داشته باشد. منظور من از نگرانی این شرایط یعنی تحلیل اینده بازار از سوی فعالان این حوزه اقتصاد است.
• به نظر شما دقیقا اثرات خروج آمریکا از برجام در معادن و صنایع معدنی ایران چیست؟
اجازه دهید دقیق خدمت شما بگویم اینکه بخواهیم دقیقا درباره اثرات آن صحبت کنیم شاید کمی منطقی نباشد. به همین دلیل من براساس اطلاعات و تجاربی که در این بخش دارم اثرات سیاستهای اخیر آمریکا علیه اقتصاد کشورمان بخصوص در بخش معدنی را به ۴ گروه مشخص تقسیم بندی میکنم که هر یک از آنها میتواند به نوعی در بخش دیگر تاثیرگذار باشد و در نهایت همه این موارد قابل مدیریت است. البته باید به خاطر داشته باشید بخشی از این اثرات داخلی و برخی از آنها خارجی هستند.
• مشخصا بخش بندی شما چیست؟
۱. اثرات روانی، ۲. سیاستهای تنش زدایی دولت ایران ۳. اثرات واقعی بازگشت تحریمها ۴. سرمایهگذاری در بخش مورد نظر.
اینها مواردی هستند که دقیقا قابل تقسیم بندی و مدیریت خواهند بود.
• شما اولین بخش را به اثرات روانی اختصاص داد در این زمینه بیشتر توضیح دهید.
یکی از مهمترین بخشهای شرایط جدید اثرات روانی است که میتواند سلسلهای از تحولات را در اقتصاد کشورمان ایجاد کند. به عنوان مثال هنوز هیچ خبری از اعمال و اجرای تحریمهای جدید دولت آمریکا نیست که میبینیم اقتصاد ایران نسبت به ابهامهای آینده واکنش نشان داد و برخی نوسانهای قیمتی در بازار تجربه شد. منظور من از اثرات روانی دقیق همین نکته است که میتوان از آن به عنوان کاتالیزور واکنشهای آتی یاد کرد. این رفتار هیجانی در بازار ایران باعث شد بیثباتی در بازار ارز، تعلل مصرفکنندگان و تولید کنندگان در اجرایی کردن هر تصمیمی که قبلا گرفته بودند و در نهایت دیدیم انجماد بازار شکل گرفت. پس اگر بگوییم همه بخشهای جامعه از مدتها قبل از اعلام تصمیم نهایی ترامپ به نوعی منتظر بودند تا ببینند چه خواهد شد.
• شما به تصمیم دولت ترامپ اشاره دارید، در این شرایط نقش اروپا را چطور ارزیابی میکنید؟
با وجود به آنکه اتحادیه اروپا همچنان از برجام حمایت میکند، شاهد نگرانی سرمایهگذاران اروپایی از ادامه فعالیت در ایران هستیم. به طوریکه نگرانی از کمرنگ شدن حضور سرمایهگذاران آلمانی در کشور پس از هشدار سفیر آمریکا در آلمان جهت متوقف نمودن فعالیت شرکتهای آلمانی در ایران، بیشتر نیز دیده میشود. اجازه دهید واضح بگویم بطور کلی ابهام در مسایل اقتصادی و افقهای نا روشن میتواند اثرات منفی قابل توجهی در تصمیمگیریهای آتی داشته باشد، حالا چه اروپاییها در این معادله باشند یا هر کشور دیگری که تصمیم به انجام فعالیتهای اقتصادی و سرمایهگذاری در ایران گرفته است.
• شما فکر نمیکنید جاذبهها و پتانسیلهای معدنی در ایران بتواند انگیزه بیشتری برای ادامه فرایند حضور سرمایهگذاران داخل مرزهای ایران داشته باشد؟
به نکته خوبی اشاره کردید، در این زمینه باید توجه داشته باشیم که پتانسیلهای موجود و جذاب برای صاحبان سرمایه جهت حضور یا عدم حضور در یک بازار بخشی از کلان فرایند است. اما نکته اصلی فضای حاکم بر این پتانسیلهاست که میتواند تعیین کننده باشد. بله شما درست اشاره کردید، ایران دارای پتانسیلهایی بعضا منحصربفرد است و امتیازی برای جذب سرمایههای داخلی و خارجی دارد اما عوامل تعیین کننده دیگری هستند که میتوان از آن به عنوان فضای حاکم بر سرمایهگذاری یاد کرد. بنابراین نباید براین باور باشیم که در هر شرایطی پتانسیلهای ایران میتواند تعیین کننده باشد.
• دومین مرحله از اثرگذاری شرایط جدید در معادن و صنایع معدنی ایران را چطور ارزیابی میکنید؟
خوب، قبلا اشاره کردم که اثرات روانی به نوعی توانست بازار ایران را تحت تاثیر خود قرار دهد بنابراین اگر تصمیم داریم شرایط را مدیریت کنیم دولت میتواند با اتخاذ سیاستهایی در جهت بازگرداندن آرامش و ثبات به فضای نابسامان اقصادی اثرگذاری قابل توجهی داشته باشد. از سیاستهای مورد اتخاذ این دوره میتوان به تک نرخی شدن ارز با نرخ غیرواقعی ۴۲۰۰ اشاره کرد. همچنین با توجه به نگرانی از عدم دسترسی به درآمدهای حاصل از فروش نفت، امکان اتخاذ سیاستهای انقباضی از سوی دولت وجود دارد که در نتیجه هزینههای مالی بیشتری را از جمله عوارض، حقوق دولتی و مالیات به شرکتهای معدنی تحمیل خواهد کرد که میتواند منجر به کاهش سود و حتی غیراقتصادی شدن برخی پروژه و فعالیت شرکتها بشود.
اینجاست که باید مسئولان توجه داشته باشند در شرایط فعلی نباید سیاستهایی را بکاربندند که باعث تشدید شرایط باشد بلکه میتوانند با استفاده از نظرات بخش خصوصی این شرایط را مدیریت کنند آنهم در راستای کاهش حداکثری مشکلات و اثرات منفی شرایط جدید.
• شما سومین بخش را اثرات واقعی تحریمهای جدید عنوان کردید، آیا بخش دوم و سوم ارتباطی با یکدیگر دارند؟
بله؛ قطعا مرتبط هستند چون مسئولان میدانند در صورت اجرایی شدن تحریمها در موعد مقرر اثرات مشخصی به فرایندهای اقتصادی وارد میشود پس میتوان در بخش دوم و سوم به گونهای پل ارتباطی ایجاد کرد که انعطاف پذیری اقتصاد را بیشتر از شرایط فعلی تجربه کنیم. بیاد داشته باشیم این فاز در واقع فاز اثرات واقعی بازگشت تحریمها است. با در نظر گرفتن اینکه در دوره برجام و پس از لغو تحریمها، فروش، عرضه، خرید، صادرات، انتقال، حمل ونقل طلا و فلزات گرانبها و الماس و ارائه خدمات واسطهگری، تأمین مالی به دولت ایران، نهادهای عمومی، شرکت و مؤسسات عمومی یا بانک مرکزی ایران مجاز اعلام شد و همچنین فروش، عرضه، انتقال یا صادرات مستقیم یا غیرمستقیم کلیه فلزات ازجمله گرافیت و فلزات خام یا نیمه ساخته همانند آلومینیم و فولاد به هر شخص حقیقی، حقوقی یا نهاد ایرانی یا برای استفاده در ایران منطبق با برجام امکان پذیر است.
• به این ترتیب شما معتقدید هنوز فضایی برای انجام مبادلات اقتصادی در بخش معدنی و صنایع وابسته آن وجود خواهد داشت ؟
بله من با توجه به شرایط قبلی تاکید دارم ابتدا باید ببینیم، نقطه هدف بازگشت تحریمها در حوزه معدن، مربوط به فروش، صادرات و تامین مالی شرکتهای فعال در این حوزه چیست؟ برای مثال در ارتباط با مس پیش از برجام، امکان صادرات مستقیم وجود نداشته و همین امر منجر به بالا رفتن هزینههای فروش، نقل و انتقال مالی و پایین آمدن قیمت فروش محصول و مهمتر از همه عدم شفافیت در ترازهای سود و زیان شرکتهای دولتی شده بود که با لغو برجام این وضعیت نامطلوب همچنان برقرار خواهد ماند. از طرفی به دلیل جو روانی منفی و غیرقابل پیشبینی، سیاستهای انقباضی دولت و احتمالاً اختلال و محدودیت در گشایش LC ، تاثیرات منفی بر تحقق پروژههای افق ۱۴۰۴ بخش معدن و صنایع معدنی خواهد گذاشت.
• برسیم به آخرین بخش که به نوعی مهمترین بخش در حوزه معدن و صنایع وابسته است یعنی سرمایهگذاری مستقیم خارجی آنهم با شرایط جدید، پیش بینی شما چیست؟
بطور کلی در این فاز سرمایهگذاری مستقیم خارجی در کشور را تحت تاثیر قرار خواهد گرفت، به صورتی که بسیاری از سرمایهگذاران اروپایی به دلیل محدودیتهایی که آمریکا به واسطه معامله با ایران برایشان در نظر خواهد گرفت دچار تردید شدهاند. به خاطر داریم توافق هستهای برجام این اجازه را به تولیدکنندگان تجهیزات اروپایی، از جمله SMS، Danieli، Sarralle، Outotec و Voestalpine داده بود تا در بخش فولاد ایران سرمایهگذاری کنند یا سرمایه خود را افزایش دهند. درحالیکه بیم آن میرود با تصمیم جدید ایالات متحده آمریکا، این شرکتها در معرض عدم اطمینان قرار بگیرند. برای مثال گروه اس ام اس که یک گروه خصوصی آلمانی در زمینه ساخت کارخانههای فولاد، آلومینیوم و مس میباشد، قراردادی را در ماه فوریه به ارزش ۴۰۰ میلیون دلار برای اضافه کردن ۳.۵ میلیون تن به ظرفیت تولید فعلی فولاد مبارکه با امکان ارتقای این ظرفیت به ۵ میلیون تن امضا کرد که حال این پروژه با مشکل یافتن تأمین منابع مالی با راهها و روشهایی که با تحریمهای آمریکا برخوردی نداشته باشد، مواجه شده است. بنابراین دور از انتظار نیست که اگر اقدامات جدید ایالات متحده سرمایهگذاری اروپا را محدود کند، بخش فولاد و فلزات ایران به سمت تکنولوژی چینی روی خواهد آورد.
• مشخصا به فناوری مورد نیاز صنایع معدنی و معادن اشاره دارید، آیا بازهم چالش عدم دسترسی به فناوریهای نوین تجربه میشود؟
در صورت بیتوجهی به شرایط و همچنین ترک آمریکا از برجام در بدترین حالت با سناریو لغو برجام رو به رو خواهیم بود که با توجه به شکاف تکنولوژیکی در بخش اکتشاف، استخراج و فرآوری مواد معدنی در ایران و دیگر کشورهای برتر معدنی جهان، ارتباط تکنولوژیکی ایران با دیگر کشورهای مطرح، به واسطه بیمیلی سرمایهگذاران خارجی و محدودیت صادرات تکنولوژیکی به ایران، کمرنگ خواهد شد.
• یکی از سیاستهای ایران در بخش فولاد افزایش صادرات این فلز به بازارهای بین المللی است آیا این شرایط جدید تاثیری بر سیاست صادراتی فولاد ایران خواهد داشت؟
اجازه دهید پاسخ سئوال شما را با توجه به یک گزارش رسمی بدهم. بر اساس گزارش پلتس (Platts) تحریمهای مجدد آمریکا احتمالاً بیشترین تاثیر را بر برنامه گسترش ظرفیت فولاد ایران خواهد داشت و تاثیر چندانی بر میزان صادرات فولاد و سنگآهن ندارد. چراکه صادرات فولاد ایران به طور عمده به کشورهای آسیایی، اروپایی و خاورمیانه هدایت میشود و اکثر معاملات با این کشورها بدون نیاز به ارتباط با ایالات متحده میسر است. برای مثال انتخاب یورو به عنوان ارز مورد مبادله، محدودیتهای دلاری را که آمریکا برای ایران در نظر گرفته است، خنثی خواهد کرد. از طرف دیگر صادرات فولاد ایران در حال حاضر با توجه به کاهش ۵۰ درصدی ارزش ریال، این محصول را در شرایط رقابتی در بازار جهانی قرار داده است. به عبارت دیگر افزایش نرخ دلار در ایران برای محصولات با ظرفیت صادراتی مانند فولاد، یک مزیت رقابتی محسوب میشود که باید از آن استفاده بهینه داشته باشیم.
• در بخش مواد معدنی چطور آیا امتیازاتی خواهیم داشت؟
دقیقا؛ براساس همان موارد ذکر شده صادرات اکثر مواد معدنی کشور علیالخصوص سنگآهن ایران طی سالهای اخیر بیشتر متمرکز بر بازار چین بوده است که در نتیجه انتظار میرود تحریمهای بیشتر ایالات متحده تاثیری بر روند صادرات این محصولات معدنی نداشته باشد. بنابراین حال که در امر صادرات مواد معدنی با مشکلی رو به رو نیستیم، میتوانیم منطقی، دقیق و هدفمند در راستای اهداف ملی ایران گام برداشته و منافع اقتصادی خودمان را تامین کنیم.
• به نظر شما دو اثر قابل توجه در بخش معدنی وجود دارد که یکی مربوط به سیاستهای انقباضی دولت و دیگری خروج سرمایهگذاران است، آیا راهکاری برای مدیریت این دو مورد وجود دارد؟
بله؛ در این فضای مبهم کسبوکار، متقاعد کردن سرمایهگذاران خارجی به ماندگاری در کشور نیازمند تغییر و تثبیت چهره ایران در اذهان بینالمللی و آگاه نمودن سرمایهگذاران خارجی از بازار و پتانسیل اقتصادی خفته در کشور ایران است که این مهم، جز با سیاستهای بهبود فضای کسبوکار توسط دولت، عزم ملی و تلاش آحاد جامعه امکانپذیر نخواهد بود، بنابراین چنانچه چالشهای تأمین مالی و جذب سرمایهگذار خارجی با گروههای ۴+۱ (با خروج آمریکا) مرتفع گردد و دولت فضای کسبوکار داخل را با ثبات در سیاستها در آرامش نگاه دارد در مجموع بخش معدن و صنایع معدنی ضربه سنگینی از خروج آمریکا از برجام نخواهد خورد.
این مطلب بدون برچسب می باشد.










ثبت دیدگاه