به واسطه جذابیت این معامله و عرضه محدود آن، مجددا حرف و حدیث هایی را پیرامون این موضوع به وجود آورده و حاشیه ساز شد؛ این مسئله وقتی از حساسیت بیشتری برخوردار گردید که نام خریدار پیروز میدان توسط برخی از کارگزاری ها بر ملا گردید که بنا بر اذعان برخی از مطلعین بورس؛ گویی که این کالا در سمت عرضه کننده از این جیب به آن جیب شده باشد.
توجه به شرایط و نحوه عرضه های این شرکت طی چند سال گذشته و از طریق بورس کالا از یک سو و از سوی دیگر خریدار غالبا شناخته شده و تقریبا انحصاری محصولات این شرکت؛ موضوعی است که همواره انتقاداتی را در پی داشته و مورد اعتراض برخی از فعالان بازار قرار گرفته است.
و حالا اینبار، عرضه محدود شمش با نرخ جذاب و پیرو آن رقابت فشرده خریداران و نهایتا پیروزی مجدد این خریدار شناخته شده؛ آه از نهاد برخی رقبا درآورده است؛ بطوریکه روز گذشته مملو بود از انتقاداتی که در خصوص این معامله و از سوی متقاضیان بی نصیب به گوش می رسید.
از میان این اعتراضات؛ از جمله مهمترین ایرادی که از سوی برخی کارگزاری ها به این عرضه اخیر گرفته شده؛ شرایط واگذاری این عرضه بوده که ظاهرا شرایط عرضه کننده؛ واگذاری یکپارچه تمامی حجم ۵ هزار تن، تنها به یک خریدار و آنهم خریداری بوده که پیروز میدان رقابت گردد، که اتفاقا این شرایط مورد تایید ناظرین بورس نیز قرار گرفته است؛ و این در شرایطی است که میزان جذابیت این عرضه برای همگان روشن و بدیهی بوده و اینکه چگونه این تصمیم در چنین برهه حساس و چند برابری تقاضا؛ مورد تایید ناظرین بورس کالا قرار گرفته است؛ جای سوال و تامل دارد. چراکه در چنین مواقعی معمولا عادلانه است که حجم عرضه کل، بین خریداران پیروز میدان به سهم مساوی تقسیم گردد.
آنچه که از برخی کارگزاری ها شنیده شد؛ ظاهرا خریدارانی که از طریق کارگزاری های مختلف اقدام به ثبت سفارش همزمان میکنند؛ از اقبال و امتیاز بیشتری در برنده شدن در معاملات اینچنینی بورس برخوردار خواهند شد و بنا بر همین اصل؛ شنیده ها حاکی از آنست که ظاهرا برنده معامله دیروز شمش، همزمان در چندین کارگزاری مختلف، برای خرید این کالا ثبت نام کرده بوده که بنا بر همین امتیاز پیروز میدان گردیده است.
صرفنظر از بحث این معامله صورت گرفته اخیر؛ مردم یا مصرفکنندگان نهایی توقع دارند که آثار و نتیجه این دستورالعمل های گوناگون دولتی را در خصوص حمایت از حقوق مصرفکننده به صورت ملموس درک نمایند؛ در حالیکه متأسفانه چنین آثاری در خصوص بهبود وضعیت قیمتها، حداقل تا به امروز دیده نمیشود؛ بنظر میرسد که عرضههای قطره چکانی فولادسازان بزرگ در بازار داخلی و از طریق بورس کالا و اجرای سلیقهای دستورالعمل دولتی؛ نه تنها تغییر محسوسی در سمت مصرفکننده نهایی به وجود نمی آورد؛ بلکه تنها باعث ایجاد فرصت بهره مندی یک عده خاص از خریداران واسط می گردد، بطوریکه تنها قسمتی از رانت حاصل از کالای ارزان قیمت تولید داخلی از سمت تولیدکننده به جیب واسطه منتقل شده و در میانه راه ناپدید میشود؛ و در نهایت در سمت مصرفکننده نهایی متأسفانه هیچگونه آثار مثبتی از این عرضههای ارزان قیمت بورسی دیده نمیشود.
ضعف قوانین موجود بورس کالا؛ عرضههای قطره چکانی فولادسازان بزرگ کشور و آنهم تنها تحت فشار ناظرین دولتی و اجرای سلیقهای دستورالعمل ها؛ به جز اینکه برای یک عده خاص رانت ایجاد نماید؛ آثار مثبت دیگری را به همراه نخواهد داشت.
سخن پایانی اینکه؛ آنچه که طی چند ماه اخیر شاهدش بودیم؛ هر دستورالعملی که به منظور بهبود وضعیت تامین و توزیع کالای فولادی در بازار داخلی ابلاغ گردیده؛ یا بطور دقیق کارشناسی نشده؛ یا بصورت سلیقهای عملیاتی شده و یا اینکه به کل ندید گرفته شده و اجرا نشده است و نتیجه این فرآیند؛ وضعیتی است که اکنون شاهد آن هستیم؛
به عنوان بهترین مثال؛ تلاش دولت برای بهره مندی مردم از سوبسید موجود از مواد اولیه و انرژی ارزان قیمت در نرخ تمام شده تولید کالای داخلی و انتقال آن به سمت مردم؛ درصورت انتخاب راهکار و ابزار اشتباه؛ همانند صرف هزینههای گزاف و ارائه راهکارهای مختلفی است که به منظور انتقال آب توسط آبکش از ظرفی به ظرف دیگر صرف میشود که حاصل آن جز هدر رفت آب و اتلاف انرژی و افزایش نارضایتی ها نخواهد بود.
اگر قرار باشد دستورالعملهای دولتی بصورت سلیقهای عملیاتی و اجرایی گردد؛ همان بهتر که از اول اجرا نشود؛ چراکه عرضههای قطره چکانی و در مقیاس کم، نه تنها مشکلی را حل نخواهد کرد؛ بلکه تنها راه برخورداری گروهی خاص از افراد جامعه برای بهره مندی از رانت را هموار ساخته، و در نهایت اوضاع به سمت وخامت بیشتر سوق پیدا خواهد کرد.
اصفهانی
این مطلب بدون برچسب می باشد.










ثبت دیدگاه