فعالان بازار فولاد نقدهای مختلفی را در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» به این دستورالعمل وارد کردهاند. یکی از موضوعات مهمی که در این دستورالعمل و در همان بند ابتدایی به چشم میخورد کلید واژه «کف عرضه» است، تحلیلی که در این باره وجود دارد این است که اگر بخواهیم مبنای این دستور را فعالیتهای تولیدکنندگان در سال گذشته در بورس کالا قرار دهیم باید گفت: چه شرکتهایی در بورس کالا در سال گذشته کالا عرضه کردهاند که بتوان این مسیر را رهگیری کرد؟ در این باره خیلی از شرکتها و واحدهای فولادی هستند که در بورس کالا، کالایی عرضه نکردهاند که بتوان کف عرضه آنها را مشخص کرد، سال گذشته تنها سه شرکت فولادی در بورس کالا عرضه داشتهاند و به عبارتی به شرایط عرضه در بورس تمکین کردهاند.
این در حالی است که معاملات و عرضه سال گذشته در بورس کالا تنها به برخی شرکتها محدود شده است، بهطوریکه در این باره حجم بزرگی از تولیدکنندگان فولاد اساسا به بورس کالا ورود نمیکنند. حال سوال این است که درخصوص آنها چه تصمیمی گرفته میشود؟ به عبارتی این به آن معنی است که یکسری از شرکتها که در بورس کالا، دست به عرضه کالا میزنند با الزام به عرضه بر مبنای دلار ۴ هزار و ۲۰۰ تومانی باید این کار را انجام دهند و بقیه تولیدکنندگان در بازار دستشان باز باشد و به هر شیوهای که میخواهند عمل کنند. این روش به گفته بخش اعظمی از تولیدکنندگان و فعالان بازار به غیر از انحصار به نوعی ظلم در حق تولیدکنندگان بزرگ است. آیا تولیدکنندهای که بهصورت شفاف در بورس کالا دست به عرضه میزند باید هزینه گزافی را به دلیل التزام به دلار ۴ هزار و ۲۰۰ تومانی متحمل شود در حالی که در نقطه مقابل عده زیادی از تولیدکنندگان در بازار آزاد هرگونه که میخواهند عمل کنند؟ واحدهای فولادی بزرگی در کشور وجود دارد که از مکانیزم عرضه در بورس کالا به شیوههای مختلف (عمدا یا سهوا) سرباز زدند و به نوعی در بورس کالا عرضه نکردهاند در واقع این افراد محصولات میانی خود را از بورس کالا و با دلار ۴ هزا رو ۲۰۰ تومانی خرید میکنند، ولی در ادامه حاضر به عرضه با مکانیزم دلار ۴ هزار و ۲۰۰ تومانی نیستند.
اما در بند ۱۱ این دستور آمده است: محصولات فولادی خریداری شده از بورس برای فروش به حلقههای بعدی زنجیره ارزش مشمول نرخگذاری هستند. در انتهای این بند واژه لوله و پروفیل در داخل پرانتز آمده است، آیا با این اشاره خواستهاند که این تصمیم فقط برای خریداران لوله و پروفیل باشد و بقیه محصولات را مجزا کنند؟ یکی از فعالان بازار در این باره مثالی را مطرح کرده و میگوید: کسی در بورس کالا به میزان بزرگ شمش خریداری میکند و در ادامه این شمش را تبدیل به میلگرد کرده و در بازار آزاد به فروش میرساند. یعنی شمش را با دلار ۴ هزار و ۲۰۰ تومانی خریداری کرده و در ادامه در بازار محصول نهایی میلگرد را با قیمت نهایی ۴ هزار تومان میفروشد که این غلط است. در واقع و در نهایت خروجی این روند چیست؟ اگر کسی شمش، یا ماده اولیه و محصول میانی را از بورس کالا خریداری کرده باید محصول نهایی را هم در همان بورس کالا به فروش برساند، حداقل خروجی این موضوع این است که کسی که از بورس کالا خرید میکند در بورس کالا هم محصول خود را در اختیار متقاضیان قرار دهد. این موضوع یک تاثیر بزرگ هم در بازار آزاد میگذارد و اگر این شرایط ادامه پیدا کند یک کاهش قیمت بزرگ در بازار آزاد مشاهده خواهد شد. خیلی از شرکتها و مخصوصا شرکتهای بزرگ به بورس کالا وارد نمیشوند، در واقع شرکتهایی که حجم تولیدشان بالای ۶۰۰ هزار تن است، در حالی که وزارت صنعت باید به دنبال چنین طرحها والزاماتی باشد که این شرکتها را وارد بورس کالا کند.
دنیای تجارت
این مطلب بدون برچسب می باشد.










ثبت دیدگاه