متاسفانه با نبود تقاضا از طرف مصرفکنندگان، قیمتهای فولاد روز به روز رو به تنزل بود تا جایی که برخی از شرکتهای بزرگ دنیا مجبور به تعطیلی واحدهای تولیدی در سطح جهان شدند و دیگر تولید فولاد مقرون به صرفه نبود، در این وضعیت برخی از کشورهای دنیا با سیاستهای مختلف به اسم حمایت از تولید، بهطرف افزایش تعرفه روی آوردند. بر کسی پوشیده نیست که چین با تولید سالانه حدود یک میلیارد و یکصد میلیون تن فولاد در سال توانست سهم عمدهای از بازار دنیا را تصرف کند و کشور ما هم از این قاعده مستثنی نبود و شروع به واردات از این کشور کرد، متعاقبا با از دست دادن ارزش پول ملی در کشورهایی همانند روسیه و ترکیه آنها به یکباره با اقتدار توانستند سهم عمدهای از بازار ایران را در دست بگیرند و مازاد تولید فولاد خود را بهطرف ایران سرازیر کنند. بدیهی است در چنین شرایطی برای جلوگیری از واردات بی رویه فولاد و حمایت از تولیدکننده داخلی، بهترین و سریعترین شیوه برای دولتمردان افزایش تعرفه بود.
امروزه در تمامی کشورهای دنیا افزایش تعرفههای وارداتی فولاد بهعنوان ابزاری برای حمایت از تولیدکنندگان فولاد، اشتغال و مصرف داخل محسوب میشود و این در حالی است که در کشورمان بهدلیل افزایش زیاد تعرفه ها، قابلیت رقابت در بهرهوری و قیمتهای تمام شده تولید و نهایتا قدرت رقابتپذیری با کشورهای منطقه در برخی موارد از بین رفته است، در صورتی که منطقا با توجه به برنامه توسعه پنجم و ششم کشور و تاکید دولتمردان و افزایش تولید تا سقف ۵۵میلیون تن در سال از هماکنون باید به فکر فروش و صادرات آن بهخصوص در کشورهای همسایه باشیم، از طرف دیگر امروز تعرفههای بسیار بالا روی مواد اولیه باعث شده که صنایع پاییندستی اولا با تعرفه بالا، قدرت واردات مواد اولیه خود را نداشته باشند و ثانیا جهت تهیه مواد اولیه خود از بازار داخل به ناچار بالاتر از قیمتهای جهانی تهیه کنند، بدیهی است در چنین شرایطی قیمتهای تمام شده محصولات فولادی بسیار بالاتر از قیمتهای جهانی است و حضور در بازارهای بینالمللی را دشوار و به ناچار حضور آنها کمرنگ میشود.
باید اذعان کرد در چنین شرایطی، تولیدکنندگان بخشخصوصی فولاد کشور همزمان با مواجهه با مشکلات ناشی از رکود و کمبود نقدینگی، مصرفکنندگان محصولات فولادی را بیش از پیش مورد توجه قرار دادند و ضمن مطالعه بیشتر بازار و انتظارات مصرفکنندگان، با افزایش کیفیت تولیدات خود و ایجاد تنوع در سبد تولیدات، درصدد جذب خریداران جدید برآمدند. حتی در همین شرایط سخت، تغییر نگاه مدیران بخش خصوصی به تقاضای خریداران باعث شد اقلامی که در دوران رونق به مرحله تولید نمیرسید با پیگیری و هماهنگی انجمن و وزارت صنعت، معدن و تجارت تولید شده و در اختیار متقاضیان قرار گیرد و از واردات و خروج ارز از کشور جلوگیری شود. بهطور مثال هماکنون اکثر گریدهای میلگردهای کلاف مورد استفاده در صنایع پاییندستی، توسط تولیدکنندگان داخلی تولید میشود و این در حالی است که در سالهای گذشته بیش از یک میلیون تن میلگرد کلاف وارد کشور میشده است.
تولیدکنندگان بخش خصوصی فولاد کشور اکنون با هوشمندی، در حال مدیریت مشکلات خود هستند و البته امیدوارند که دولت هم بهطور جدی آنان را یاری کند و با اتخاذ تدابیر حمایتی و ضدرکودی، علاوه بر افزایش تقاضا در بازار، فضای کسب و کار را نیز برای بخش خصوصی مساعد سازد. برای مثال، بسیار لازم و ضروری است که دولت به سرعت تدابیری اتخاذ کند که فولادسازان ایرانی بتوانند در بازارهای صادراتی منطقه توان رقابت داشته باشند. ارائه جوایز صادراتی به نحوی که در قیمت تمام شده موثر باشد، باید هر چه سریعتر به مرحله اجرا برسد. در پایان لازم به تاکید است، در صورت انجام حمایتهای همه جانبه از طرف دولت و سیستم بانکی از کل بخشهای زنجیره تولیدکنندگان فولاد، تحقق اهداف برنامه پنجم و ششم توسعه امکان پذیر خواهد بود و قدرت رقابت با شرکتهای فولادی چین و کره ایجاد خواهد شد.
دنیای اقتصاد
این مطلب بدون برچسب می باشد.










ثبت دیدگاه