برای کانال توزیع در شرایط کنونی و در واقع عدم موفقیت جذب تقاضا از سمت تعاونی ها برای توزیع محصول نهایی را آشکار نمود. با توجه به این موضوع به جایی رسیدیم که در واقع در مواجه با دستورالعمل تنظیم بازار فولاد و شش بازیگر اصلی این سناریو، شش وضعیت متفاوت در مواجه با این دستورالعمل دیده میشود : ۱) دیدگاه یا خواستگاه اول مربوط میشود به عرضه کنندگان شبه دولتی یا همان خصولتیها که از ابتدا و به صراحت، اصرار بر مبنا قرار گرفتن نرخ عرضه های داخلی در بورس کالا و بر اساس نرخ بازار ثانویه ارز، بوده است؛ پیش از دخالت صریح دولت در کنترل قیمت گذاری ها و نحوه عرضه در حوزه فولاد؛ مدیریت این بازار در برهه ای از زمان به عهده این گروه بود، عملکرد این گروه طی این مدت توجه یک جانبه به سودآوری بیشتر و غفلت از اولویت تامین نیاز بازار داخلی بود که زمینه ساز بروز برخی التهابات داخلی و افزایش قیمت های فزاینده همگام با نوسانات ارزی متاثر از کاهش ارزش ریال گردید که در نهایت زمینه ساز برخی سفتهبازی ها و احتکار گردید. استدلال این عده در اصرار به ملاک قرار گرفتن نرخ دلار بازار ثانویه، حذف رانت موجود بین نرخ تعزیراتی در بورس کالا و نرخی است که در بازار و در واقعیت وجود دارد؛ حاصل این خواستگاه هر چند رانت طرف واسطه را تا حدودی کاهش خواهد داد اما بطور حتم در صورت اجرایی شدن آن، رسمیت دادن مجدد به افزایش قیمت های نرخ پایه و آغاز موج جدیدی از افزایش قیمت ها در تمامی زوایای بازار فولاد و مشتقات آن خواهد بود. ۲) خواستگاه دوم مربوط میشود به ابلاغ و عملیاتی شدن دستورالعمل تنظیم بازار فولاد از سمت وزارت محترم صمت به منظور تلاش برای تنظیم زنجیره تامین فولاد داخلی و کنترل برخی التهابات افسارگسیخته ای بود که پیش از عملیاتی شدن این دستورالعمل در این بازار شکل گرفته بود. شیوه کار بدین صورت تعریف گردید که بورس کالا به عنوان محور اصلی معاملات و نقطه اتصال بین حلقه های مختلف زنجیره تامین قرار گرفته شود؛ این مکانیزم با عرضه آهن اسفنجی در بورس کالا شروع شده و پس از عرضه محصولات نیمه ساخته شده شمش و تختال در مرحله دوم؛ در نهایت با عرضه محصول نهایی حاصل از ورودی لایه های میانی و پس از نورد، به عرضه محصول در آخرین مرحله به مصرفکننده نهایی از سمت تعاونی ها ختم می گردد. این مکانیزم در شروع اولیه، علیرغم اعتراضات گسترده تامینکنندگان تراز اول، در لایه های اول و دوم عملیاتی گردیده و بازخورد آن در خصوص تاثیر بر التهابات بازار و آرام نمودن برخی تنشها و عقبنشینی سفتهبازی در این حوزه قابل توجه و مثبت بوده است؛ گره کور این مکانیزم زمانی آشکار گردید که مشکل اتصال حلقه محصول نهایی به مصرفکننده واقعی بدون ایجاد فرصت رانت برای سودجویان نمایان شد که در واقع دستورالعمل تنظیم شده به مثابه درمان یک بیماری سرطانی است که در عین حال درمان در شرایط فعلی به سلولهای زنده هم به شدت آسیب می رساند؛ بطوریکه بنظر میرسد علیرغم سه مرحله عرضه محصول نهایی برای آخرین گام عملیاتی شدن این دستورالعمل، این موضوع تا حدودی با دشواری ها و پیچیدگی هایی مواجه گردیده است؛ محدودیت های شدید ضد رانتی به مثابه یک چاقوی دولبه، شرایط ورود بسیاری از خریداران و کاتالیزور های بازار سنتی فولاد ایران را با موانعی روبرو ساخته است؛ همچنین فضای شدیدا تعزیراتی حاکم بر بازار موجب شده تا بسیاری از فعالان صنفی حالت احتیاطی را مد نظر قرار داده، بطوریکه در نهایت این عوامل همانند یک گلوگاه حساس، مانع اتصال حلقه نهایی به مصرفکننده واقعی گردیده اند.
گزارشگر فولاد
این مطلب بدون برچسب می باشد.










ثبت دیدگاه