ظاهرا موضوع خیلی پیچیده است؛ در واقع اصل موضوع بر میگردد به اینکه وزارت صمت نرخی را برای این نوع کالاها معین نموده که مورد قبول عرضه کنندگان خصولتی نیست؛ و این ماجرای کشمکش ها بین دولت و خصولتیها همچنان ادامه دارد؛
مسائل مربوط به برخی ناهماهنگی ها بین چهارضلع وزارت صمت؛ بورس کالا؛ خصولتی ها و تعاونی آهن در خصوص شرایط تعیین شده برای نحوه عرضه در بورس کالا با تناژهای بسیار پایین که بنا بر شنیدهها در واقع به نوعی امکان خرید این کالا را برای سمت تقاضا غیر عملیاتی نموده است؛ تنها یکی از موانع اجرایی این دستورالعمل است؛
موضوع اصلی که بنظر میرسد تمامی موضوعات حاشیهای را دربر گرفته و اصل ماجرا است؛ بحث نرخ پایه ای است که برای عرضه میلگرد و تیرآهن در بورس کالا و بنا بر تعریف دستورالعمل تعیین شده که به هیچ عنوان مورد قبول عرضه کننده خصولتی نیست، بطوریکه بنظر میرسد هیچ تمایلی برای به ثمر رساندن این نوع عرضه ها تا حصول اصلاحیه نرخ پایه توسط وزارت صمت نداشته و ندارد. تا کنون چندین بار عرضهها به بهانههای مختلف کنسل شده است که در واقع مصداق ضرب المثل معروف ” از این ستون به آن ستون فرج است ” این بازی با قوانین و کنسل کردن های متوالی و دست دست کردن ها در واقع پیچاندن موضوع تا حصول شرایط مورد نظر فروشنده است.
بطور خلاصه تر و شفاف تر بنا بر کنکاشی که انجام شده، بنظر میرسد که حداقل تا زمانیکه نرخ پایه مصوب دستورالعمل تنظیم بازار فولاد، حداقل های مورد انتظار عرضه کنندگان خصولتی را برآورده نکند، اوضاع بر همین منوال و تا جایی که امکان داشته باشد ادامه پیدا خواهد کرد، یا به عبارت واضح تر این دور باطل و بازی با نقطه ضعف های زوایای مختلف قانون همچنان ادامه پیدا خواهد کرد…
در جبهه گیری های پیش از این اتحادیه و تعاونی آهن هم که در واقع به عنوان عامل اصلی توزیع زنجیره آخر محصولات نهایی با نرخ تعزیراتی تعیین شده است؛ تا قبل ازعید غدیر اشاره ای به نرخ پایه نبود و محوریت اصلی و انتظار این اتحادیه در واقع همان تعدیل قیمتها بود؛ اما در آخرین نامه ای از سمت این اتحادیه صادر گردیده، ظاهرا کمی نرمش به سمت تامین نظر عرضه کننده خصولتی دیده میشود، بطوریکه در آخرین نامه صادر شده از سوی این مجموعه علاوه بر اشاره به نقاط ضعف مسائل پیرامون عرضههای محصولات نهایی، بطور مشخص به نرخ پایین پایه این محصولات در بورس کالا اشاره شده که در واقع نشان میدهد، اتحادیه آهن در این خصوص تا حدودی تغییر جهت داده باشد که با این حساب از چهار ضلع صمت و بورس و اتحادیه و خصولتی؛ ظاهرا یارگیری ها ۳ به ۱ شده است.
در ادامه موضوع دیگری که در خلال کنکاش های صورت گرفته بنظر مهم میرسد؛ موضوع افول قابل توجه صادرات فولاد ایران در مواجه با تولیدات چند میلیون تنی مازاد مصرف داخلی به دلیل تحریمهای ظالمانه آمریکاست؛ از برخی از منابع اینطور به ما اعلام شد که به هر حال چرخ این صنایع عظیم میبایست بچرخد؛ بازارهای صادراتی اینها از یکی دو ماه دیگر ضعیف تر خواهد شد، خواه یا ناخواه کسری درامد آنها میبایست از بازار داخلی تامین شود و این کسری با این نرخ مصوب برای این گروه از تولیدکنندگان با این ریخت و پاشها و هزینههایی که برای انها تعریف شده است ( بطور مثال گفته شد چندین هزار کارگر مازاد بر نیازی که اکنون در این مجموعه ها مشغول هستند)؛ گفته میشود که جبران شدنی نیست.
یک منبع دیگری هم عنوان نمود که تمام این تاخت و تازها و این افسار گسیختگی بازار حداکثر تا دو ماه دیگر ادامه خواهد داشت و با ورود به فصل سرد سال و افول ساخت و سازهای داخلی، منتظر کاهش قابل توجه قیمتها باشید؛ چه با دستورالعمل چه بدون دستورالعمل؛ این بازار به ناچار و با توجه به شرایط موجود؛ دیر یا زود محکوم به روند کاهشی خواهد شد.
از یک گوشه دیگری هم شنیدیم که در حال حاضر تلاش ها برای دستیابی به سهم بیشتری از بازارهای صادراتی برخی از کشورهای همسایه مثل عراق و افغانستان، برای جبران از دست دادن برخی بازارهای دیگر که تحت تاثیر تحریمها قرار گرفته است؛ برای فولادسازان بزرگ کشور به شدت ادامه داشته و در واقع برای عرضه کننده؛ حفظ این بازارهای صادراتی با تسعیر ارز بازار ثانویه به مراتب از جذابیت بیشتری برخوردار است تا التزام به نرخ مصوب دستورالعمل تنظیم بازار فولاد برای آنها
فولاد نیوز
این مطلب بدون برچسب می باشد.










ثبت دیدگاه