از یکسو شاهد هستیم که تولید کنندگان بزرگ کشور از کمبود مواد اولیه شامل سنگ آهن برای تکمیل ظرفیت تولید خود گلهمند هستتد و همچین مشخص گردیده که بنا بر برخی برآوردها و تخمین های زده شده؛ کل ذخایر سنگ آهن شناسایی شده و در حال بهرهبرداری کشور تنها برای ۱۰ سال آینده پاسخگوی نیاز کارخانجات تولیدکننده فولاد خواهدبود و اگر با همین وضعیت پیش برویم؛ ۱۰ سال آینده مجبور به واردات این کالا خواهیم شد…
از سوی دیگر آنچه که از شواهد و قرائن برمیآید ظاهرا دست هایی در کار است که علیرغم این حقایق؛ همچنان اصرار به ادامه صادرات این محصول دارند؛ بطورکیه تنها پس از چند ماه ابلاغیه برخی محدودیت ها در خصوص صادرات این محصول از سوی وزرات صمت؛ شاهد بودیم که دیروز در اقدامی قابل تامل از مقام بالاتر دستوری مبنی بر لغو این محدودیت تا اطلاع ثانوی صادر شد و متعاقب آن صادرات این محصول کما فی سابق از سر گرفته شد …
نویسنده بنا بر شرایط حاکم موجود معتقد است، بطور حتم استدلال منطقی پشت هر دو این تصمیمات وجود داشته و این تصمیمات نمیتوانسته بدون یک منطق مستدل در ورای آن انجام پذیرد.
در ادامه نویسنده تلاش میکند تا با برخی واکاوی ها به برخی از دلایل لغو این محدودیت توسط مقامات ارشد وزارت صمت؛ دست پیدا کند .
***تحریم های ظالمانه و نیاز به ارز حاصل از صادرات مواد معدنی
به گمان نویسنده یکی از دلایل پشت این لغو محدودیت شاید اضطرار به نیاز ارز حاصل از صادرات مواد معدنی در شرایط فعلی کشور و در مواجه با کاهش قابل توجه صادرات نفت بوده باشد که البته اثبات فنی آن در حال حاضر دشوار و پیچیده است اما کلیات این موضوع شاید تا حدودی قابل درک باشد.
*** احتمال عدم توازن حجم تولید مواد خام یا مواد اولیه با ظرفیت تولید محصولات میانی یا نهایی زنجیره تامین فولاد در شرایط فعلی
هر چند که از برخی فولادسازان بزرگ بصورت جسته و گریخته میشنویم که برخی از فولادسازان بزرگ در حال حاضر با کسری از توان ظرفیت تولید خود در حال فعالیت هستند و توانایی جذب مواد اولیه بیشتر و رسیدن به ظرفیت تولید حداکثری را دارند؛ اما در ورای این اظهارنظرها این احتمال وجود دارد که با توجه به افزایش ظرفیت های قابل توجهی که این روزها در خصوص افتتاح کارخانجات مختلف میشنویم؛ فولادسازان بزرگ کشور شاید در حال حاضر قادر به جذب این افزایش قابل توجه حجم تولید مواد اولیه نیستند و شاید با مازاد تولید سنگ آهن مواجه باشیم؛ البته تاکید میشود شاید … و قطعا نیاز به یک کارشناسی دقیق و تمام عیار در این خصوص دارد؛ هر چند که بدیهی است در هر حال صادرات مواد اولیه و خام فروشی محکوم است و میباست همواره به توازن زنجیره تامین فولاد در همه لایه ها توجه ویژه باشد؛ چراکه عدم توازن تولید در سطح مواد خام اولیه به نوعی ممکن است به اجبار در صادرات مواد خام در انتخاب بین بد و بدتر منتهی گردد که با نگاه به منافع ملی به هر صورت مضر و مسموم دیده میشود.
*** بازار پر مخاطب و جذاب مواد اولیه در مقابل بازار اشباع محصول نهایی
در حال حاضر مدتی است که دنیا به این نتیجه رسیده است که برای دفاع از صنایع داخلی خود میبایست با جدیت به مقابله با واردات محصول نهایی پرداخته شود و در مقابل از صادرات مواد خام با خلق ارزش افزوده پایین جلوگیری به عمل آید؛ از همین رو است که به عنوان مثال شاهد هستیم چین به عنوان بزرگترین تولیدکننده فولاد مدتی است که از بازار صادرات مواد خام فاصله گرفته و در مقابل متاسفانه کشورهای در حال توسعهای مثل ایران این بازار را به دست گرفتهاند آنهم در شرایطی که خام فروشی در دنیا رو زوال است و در الفبای اقتصادی دنیا تقریبا توجیه خود را از دست داده است .
جذابیت بازار خام فروشی با ترک این بازار منسوخ شده در دنیا از سمت کشورهای توسعه یافته یا پیشرفته موجب شده تا ایران متاثر از فشار تحریم های اقتصادی؛ آنهم با ارزان فروشی مواد اولیه در این بازار تاخت و تاز نماید که متاسفانه نه تنها افتخاری برای این کشور محسوب نخواهد شد بلکه به نوعی چوب حراج بر منابع ملی با حداقل ارزش افزوده محسوب میگردد؛ اما از سوی دیگر کنار گود نشستن و در شرایط دشوار فعلی نسخه پیچیدن کار سادهای است؛ گمان ما اینست که در حال حاضر مدیران اقتصادی کشور در برخی از تصمیمگیری ها و علیرغم وجود برخی انتقادات؛ در این شرایط دشوار مجبور به انتخاب بین بد و بدتر میشوند.
گزارشگر فولاد
این مطلب بدون برچسب می باشد.










ثبت دیدگاه