سیاست یکسانسازی نرخ ارز از جمله موضوعات مهمی است که دولت یازدهم و دوازدهم درصدد اجرای آن بوده و تاکنون موفق به اجرای آن نشده است. در شرایط کنونی ۷۰ درصد درآمد نرخ ارزی ما از درآمدهای نفت و حدود ۳۰ درصد درآمد غیرنفتی است که البته بخشی از آن دولتی است، درنتیجه بین بازار عرضه و تقاضا همخوانی ندارد چرا که اقتصاد کلان ما هیچگونه حساسیتی به نرخ ارز ندارد. در بخش تقاضا ۸۰ درصد واردات ما تقاضای سرمایه در فرآیند تولید است، به این دلیل که مواد اولیه برای تولید است هرچه گرانتر شود کالا هم گرانتر میشود این همان رابطه بین عرضه و تقاضا است همانند آنچه در سال ۹۱ در گران شدن کالاها اتفاق افتاد بنابراین باید بازار به مفهوم واقعی برای عرضه و تقاضا باشد این در حالی است که ما تا رسیدن به شرایط مطلوب فاصله داریم.
سیر تاریخی و مبنای شکست تک نرخی شدن
آنچه ما مبنا برای تعیبن نرخ ارز قرار دادیم این نرخ در بازار آزاد توسط بانک مرکزی تعیین میشود عامل مهم تعیین نرخ ارز در بازار ما سفته بازی است و نمیتوانیم نرخی که بر اساس سفته بازی است را مبنا قرار دهیم، همانند شرایطی که در سال ۹۰ و سال۷۴ به وجود آمد به این دلیل که بازار انعطاف لازم و مقاومت در برابر شوک را نداشت، در سال ۷۴ با کمبود درآمد ارزی و با بدهی مواجه شدیم و نرخ ارز ۷۰۰ تومان شد در حالی که نرخ واردات ما در آن سال ۱۷۵ تومان بود. نکته مهم این است که آنچه بانک مرکزی هدف قرار داده است تا به نرخ تک برسد همان نرخی است در بازار تعیین میشود، در نتیجه این بازار همانند آنچه در تحریم شاهد بودیم به دست دلالها و بورس بازارها و سفته بازها افتاد و اتفاق سال ۷۴ در سال ۹۰ تکرار شد. بنابراین وقتی تحریم شدیم به بازار شوک وارد شد و نرخ ارز افزایش یافت در نتیجه نرخ دلار که ۹۰۰ الی هزار تومان بود به ۳ هزار الی ۴ هزار و ۵۰۰ تومان رسید و با افزایش تورم شوکی وارد بازار شد که طرف عرضه پاسخگو نبود برای همین بازار ما استحکام تک نرخی بودن را ندارد.
عدم توان حمایت بانک مرکزی برای یکسانسازی نرخ ارز
بانک مرکزی وظیفه نقل و انقال ارز را دارد و اگر این نرخ بخواهد تعیین شود مسوولیت آن به عهده بانک مرکزی است چون ذخایر ارزی در اختیار بانک مرکزی است اما بانک مرکزی نمیتواند از یکسان سازی نرخ ارز حمایت کند. اگر پیشینه و دلیل این موضوع را بررسی کنیم باید به این موضوع اشاره کنیم که در سیستم بانکی سال ۹۰ وقتی شوک به بازار وارد شد، سیستم بانکی مقابل بانک مرکزی و دولت ایستاد و ۲۰ میلیارد دلار گرفت و این دلارها به قیمت بالا فروخته شد اما ریالی به بانک مرکزی باز نگشت در واقع مساله مربوط به برداشت شبانه بانک مرکزی در آن سال است برای همین بانک مرکزی نمیتواند نرخ ارزی را تعیین کند.
تحریم های سیستم بانکی حتی بعد از برجام به قوت خود باقی است
در حالی که در شرایط تحریم هستیم و برجام نتوانسته است تحریمها را از میان بردارد با افزایش تحریمها انتقال درآمد ارزی و درآمد نفت با مشکل وارد کشور میشود برای همین نمیتوان از نرخ ارز حمایت کرد، این در حالی است که وضعیت نقدینگی کشور یک هزار و ۳۳۳ هزار میلیارد تومان شده است و تنها در اختیار ۵ درصد افراد جامعه است همان طور که منافع کلان در سال ۹۰ الی ۹۲ در اختیار قشر خاصی بود این قصه یکسان سازی نرخ ارز میتواند سفره را برای این عده خاص و افراد سودجود فراهم کند و اتفاقات سال ۹۰ و ۷۴ تکرار شود.
بیش از نیمی از ارز خارج از دستان دولت است و اراده ای برای مدیریت آنها ندارید
وجود بازاری که ۷۰ درصد درآمد آن نفت و ۳۰ درصد غیرنفتی است مثل بحث بودجه دولت از شرایطی است که تحریم برای ما به وجود آورد. اما طبق آخرین آمار ۹۵ و ۹۴ صادرات غیر نفتی ۳۲ میلیارد دلار و واردات ۴۲ میلیارد دلار بود و الان به جایی رسیدیم ۵۰ درصد منابع ارزی ما غیر نفتی است و در اختیار دولت نیست. شاهد این موضوع شکست بخشنامههای متعدد دولت و تکلیف به پتروشیمیها که سهام آن در اختیار دولت است برای فروش ارز به بانک مرکزی است اما آنها ارز را به بانک مرکزی نفروختند چون سهام آنها در بورس عرضه شده است و سهامدار خرد و خصوصی دارند و قبول نمیکنند ارزانتر فروخته شود.
عدم وجود الزمات یکسان سازی نرخ ارز
یکی از مهم تیرن الزامتت همگرایی دولت و بانک مرکزی است که متاسفانه در سال های اخیر این موضوع با تردیدهایی همراه بوده چرا که برای یکسان سازی نرخ ارز باید نگاه بلند مدت داشته باشیم، بازار شفاف داشته باشیم و امکان پوشش ریسک نوسانهای ارزی داشته باشیم همچنین بخشی از اختیارات بانک مرکزی صلب شود چون متولی ارزش پول ملی و مسوول حفظ پول ملی است.
موضوع دیگر اینکه در ۳۰ سال گذشته نرخ تورم فدای نرخ ارز شد تا کاهش ارزش پول ملی داشته باشیم اما همین در بلند مدت منجر به کاهش تولید ملت شد بنابراین باید فرهنگسازی شود، بورس کالا از سال ۹۳ برای ابزار مشتقات اعلام آمادگی کرد اما بانک مرکزی استقبال نکرد چون خودش را متولی میدانست بنابراین اینکه ما بگویم کاهش تورم را اولویت قرار دهیم در بورس دغدغه مردم سر نوسان قیمت ارز است اگر به بازرگان امکان پوشش نرخ ارز و امکان کشف قیمت دهیم میتوانیم کشف نرخ را هم داشته باشیم.
کارگاه تحلیل بورس
آرتان پرس
این مطلب بدون برچسب می باشد.









ثبت دیدگاه