با بررسی قیمت محصولات فولادی در معاملات داخل و صادرات خارجی همان مخصول مشابه پی به این موضوع می بریم که قیمت محصولات فولادی در خارج از کشور با قیمت کمتری نسبت به داخل به فورش می رسد و این دقیقا مصداق رونق کاذب دادن به اقتصاد به بهانه صادرات است چرا که این موضوع مصداق واقعی تضعیق تولید داخل است . این موضوع نه تنها در صادرات محصولا فولادی بلکه در سایر صنیع مانند صنایع غذایی و خودروسازی مطرح است و از همه این مسائل بدتر اینکه ما بهای ساخت مصنوعات فولادی خود را با صرف آب به نتیجه می رسانیم که این موضوع تهدید بزرگی برای محیط زیست ایران است . برخی مصرفکنندگان داخلی گلایه دیگری هم دارند و آن اینکه تولیدکنندگان فولاد نهتنها به مصرفکنندگان داخلی گرانتر میفروشند، بلکه حتی با عرضه قطرهچکانی در بازار داخلی، قیمت را در سطح بالایی حفظ میکنند. این موضوع باعث شده که پای اهالی بهارستان هم به میان کشیده شود.
فولاد ایران برای مشتریان خارجی لقمه چربی شده، اما در بازار داخلی این لقمه دندانگیر نبوده که هیچ، بلکه با قیمت بالاتری که در مقایسه با قیمت عرضه آن در بازار خارجی دارد، چرخدندههای صنایع پاییندستی را هم شکسته، تا جایی که این تفاوت قیمت به ۱۵ درصد هم رسیده است.
با رصد قیمت های بازار داخل و خارج به این دیتا می رسیم که «فولادسازان حالا صنایع بالادستی فولاد یا همان تولیدکنندههای این حوزه با توجه به سردی سایه رکودی که در صنایع پاییندستی و مصرفکنندگان فولاد داخلی افتاده، با این ارزانفروشی به خارجیها در حال رکوردزنی در جدول صادرات هستند. به گونه ای که «صادرات فولاد و تعداد معاملات با تجار خارجی شدت گرفته و در حال رکوردشکنی است.»تنی ۶۰۰ دلار صادر میکنند که میشود کیلویی ۲۳۰۰ تومان. در داخل همین محصول کیلویی ۲۷۰۰ تومان فروخته میشود.»
بالا رفتن آمار صادرات میتواند خبر خوشی برای اقتصاد باشد، اما این صادرات یعنی خروج مواد اولیه در شرایطی که تولیدکنندگان داخلی از جمله صنایع لوله و پروفیل، لوازم خانگی، خودرو و دهها کارخانه دیگر در صف تحویل چندماهه ورقهای فولادی قرار دارند و حق مصرفکننده داخلی نیست که تولیدکنندگان فولاد تبعیض قائل شوند و به خارجیها ارزانتر ولی به هموطنانشان ۱۵ درصد گرانتر بفروشند. مردم این اندازه حق دارند که کالایی که صادر میشود، به همان قیمت به دست مصرفکننده داخلی هم برسد. تمام مواد اولیهای که کارخانههای فولادسازی ما دارند مصرف میکنند، از ظرفیتهای خدادادی به ملت ایران است و همچنین گاز ارزان، برق ارزان، کارگر ارزان و آب را در داخل استفاده میکنند. پس حق ملت ماست که قیمت آهن در داخل حداقل به اندازه قیمت صادراتی باشد. در تولید محصولات بالادستی توسط شرکتهای دولتی و نیمهدولتی مانند پتروشیمی، شرکت فولاد مبارکه، شرکت ملی مس و … این تمایل وجود دارد که محصولات خود را صادر کنند که تمایل بدی هم نیست. اما این موضوع زمانی تبدیل به مشکل خواهد شد که شیوه صادرات نامناسب باشد. در این زمینه باید به چند سوال پاسخ داد: آیا این صادرات به شکل بازرگانی و بینالمللی است یا سلیقهای؟ آیا صادرات براساس منافع ملی صورت گرفته یا منافع بخشی؟ آیا از شفافیت لازم برخوردار است یا غیرشفاف است؟ آیا با توجه به نیاز داخل است؟ آیا قیمت صادرات متناسب با قیمت داخل است یا ارزانتر است؟
بررسی صورتهای مالی سال ۹۵ پتروشیمی، شرکت فولاد مبارکه و شرکت ملی مس نشان میدهد فروش صادراتی آنها ارزانتر از فروش به داخل بوده است. بهعنوان مثال، بررسی صورتهای مالی شرکت فولاد مبارکه نشان داده که فروش فولاد با هدف صادرات ۱۱۰۰ تومان و فروش به داخل ۱۵۸۰ تومان برای هرکیلو فولاد بوده است که به ازای هرتن فروش فولاد تفاوت قیمت صادراتی و عرضه به داخل ۱۵۰ دلار برای هر تن بوده که لازم است.
برخی مصرفکنندگان داخلی گلایه دیگری هم دارند و آن اینکه تولیدکنندگان فولاد نهتنها به مصرفکنندگان داخلی گرانتر میفروشند، بلکه حتی با عرضه قطرهچکانی در بازار داخلی، قیمت را در سطح بالایی حفظ میکنند. این موضوع باعث شده که پای اهالی بهارستان هم به میان کشیده شود.
جمع بندی تحلیل :
قیمت برخی محصولات فولادی در بازار داخلی در ماههای اخیر افزایش ۵۰ تا ۶۰ درصدی داشته است. ترجیعبند بسیاری از اظهارات مسئولان و اتحادیهها درباره این افزایش بیسابقه قیمت این بوده که قیمتهای جهانی بالا رفته است. حالا که میبینیم قیمت جهانی نهتنها بالا نرفته، بلکه پایینتر از بازار داخلی کشور ماست، انگیزهای میشود که دنبال عامل دیگری برای توجیه گرانیهای اخیر فولاد باشیم.
آرتان پرس
این مطلب بدون برچسب می باشد.










ثبت دیدگاه