متاسفانه قرارداد بین کارخانههای تولیدکننده سنگآهن و مشتریانشان (کارخانه های فولادسازی)، قرارداد یک طرفه بوده به این معنا که برخی کارخانههای فولاد حتی تا یک سال بعد از خرید سنگ آهن ، بهای آن را پرداخت نمیکنند و باید این موضوع تحلیل شود که چرا علی رغم بالا رفتن قیمت فولاد کارخانههای فولادسازی ، بدهی خود را به تولیدکنندگان سنگ آهن را نمی دهند.
مشکل بعدی قیمت پایین سنگ آهن در داخل کشور است که تفاوت زیادی با قیمت جهانی دارد و منطقی نیست زمانیکه ما مشتری با قیمت بالاتر در جهان داریم، خود را مجبور به فروش به کارخانه های داخلی کنیم. چرا کارخانههای سنگ آهن باید هزینه ناکارآمدی و سوءمدیریتهای کارخانههای فولادسازی را بدهند، اگر دولت میخواهد از فولادسازان حمایت کند، باید هزینه های باقی مانده قیمت جهانی و داخلی را به کارخانه های سنگ آهن بپردازد.
مدیریت اشتباه شرکت های فولادسازی موجب شده نه تنها خودشان سودده نباشند، بلکه شرکت های سنگ آهن را هم متضرر کنند و اگر کسی ادعا میکند که به فکر منافع ملی است باید در جهت بالا بردن بهره وری کارخانه های فولاد اقدام کند، نه اینکه مدام فشار قانونی را بر تولیدکننده های سنگ آهن افزایش دهد. امسال صادرات سنگ آهن ۷ میلیون تن بوده و این به معنای ۱۵ درصد کل تولید سنگ آهن کشور است، یعنی ۸۵ درصد سنگ آهن به مصرف داخلی می رسد. بیشتر سنگ آهن های صادر شده، عیار پایین دارند و در داخل کشور قابل مصرف نیستند. یک گرم سنگ آهن دانه بندی شده و یا کنستانتره به کشور وارد نشده و تنها در محصول گندله واردات داشته ایم و با توجه به معاف بودن واردات گندله از پرداخت تعرفه، فولادسازان واردکننده هیچ مبلغی را از این جهت پرداخت نکرده اند.
در پایان این مسئله باید در نگر گرفته شود که مسئله اشتغال و توسعه محلی به دلیل سیاستهای غلط بهره وری و مدیریتی در حوزه فولاد، متحمل تبعات بسیاری شده و در این میان تولیدکنندگان سنگ آهن هم بینصیب نمانده اند.
آرتان پرس
این مطلب بدون برچسب می باشد.










ثبت دیدگاه