بر این اساس درصورتیکه سیاستگذار تمایل به حفظ ارزش پول ملی داشته باشد، در مواقع نوسان ارزی از منابع موجود برای کنترل نرخ ارز استفاده خواهد کرد. اما درصورتیکه نرخ واقعی ارز تفاوت معناداری با نرخ اسمی داشته باشد، نیروی ناشی از دخالت سیاستگذار پس از مدتی تحتتاثیر نیروی ناشی از عوامل بنیادین، بار دیگر مسیر صعودی را در پیش خواهد گرفت. به همین دلیل در مواردی که سیاستگذار تمایل به سرکوب نرخ ارز دارد، نمودار نرخ ارز بهصورت سیکلوارههای نیمدایرهایشکلی است که در یک مسیر صعودی در کنار هم قرار گرفتهاند. تصویری که به روشنی در روند تغییرات نرخ ارز طی چهارسال گذشته جاخوش کردهاست. افزون بر این بررسی تغییرات نرخ ارز نشان میدهد که طی بازه زمانی بین سالهای ۱۳۹۲ تا نیمه نخست سالجاری، واکنش سیاستگذار به تغییرات نرخ ارز عموما بهصورت پایین کشیدن نرخ ارز هنگام عبور از کانالهای قیمتی بوده است.البته به نظر میرسد پس از تغییرات صورتگرفته در معاونت ارزی بانک مرکزی، نشانههایی از تغییر رویکرد نسبت به متغیر ارزی در رفتار بازارساز دیده میشود. طی چهار سال گذشته به جز تابستان سال ۱۳۹۴، در بقیه فصول، نرخ ارز مبادلهای در زمان صعود نرخ ارز بازار با شیب کمتری افزایش یافته است. اما بررسیها نشان میدهد طی یک ماه و نیم گذشته نرخ ارز مبادلهای حدود ۱۴۰ تومان افزایش یافتهاست. این افزایش معادل ۸۷ درصد کل افزایش نرخ ارز مبادلهای در سال ۱۳۹۶ است. همچنین طی روزهای سپری شده از نیمه دوم سالجاری نرخ ارز در بازار حدود ۳/ ۳ درصد افزایش یافته است. این در حالی است که نرخ ارز مبادلهای طی این بازه زمانی حدود ۴/ ۴ درصد افزایش یافته است.
فرصتهای ارز واقعی
بررسیها نشان میدهد واهمه سیاستگذار از تاثیر تورمی نرخ ارز یکی از مهمترین دلایل تثبیت نرخ ارز و تقویت مصنوعی پول ملی است. این در حالی است که بر مبنای پژوهشهای صورتگرفته، میزان ترس سیاستگذاران از شناورسازی قیمتها تطابق چندانی با واقعیتهای آماری ندارد. این بدان معناست که نرخ ارز شناور اثر تورمی به مراتب کمتری در مقایسه با تصویر ذهنی سیاستگذاران پس از تعادلی کردن نرخ ارز در پی خواهد داشت.افزون بر این سیاستگذاران باید در تصمیمگیری برای واکنش به تغییرات نرخ ارز به فرصتهای از دسترفته در اثر تثبیت نرخ ارز به چشم هزینه نگاهکنند. مطالعات علمی و تجربیات کشورهایی چون چین وبرزیل نشان میدهد شناورسازی نرخ ارز باعث افزایش توان رقابتی محصولات تولیدی خواهد شد. موضوعی که در نهایت میتواند باعث افزایش رشد اقتصادی و کاهش بیکاری شود. افزون بر این با افزایش پتانسیل رقابتی محصولات صادراتی در نهایت تقاضا برای واحد پول ملی نیز افزایش مییابد. افزایشی که به معنای تقویت واقعی ارزش پول ملی است. همچنین به علت ماهیت تعادلی نرخ ارز در چنین شرایطی، آزادسازی نرخ ارز در نهایت میتواند منجر به کاهش کسری و مازاد تراز تجاری شود.تجربه نشان میدهد که در شرایط سرکوب ارزی، سیاستگذار در نهایت مجبور به پذیرش نیروی بازار خواهد شد. جنگ با قیمت واقعی ارز، علاوهبر از دست دادن فرصتهای یاد شده، ممکن است باعث جابهجایی بخشی از سرمایه سپردهگذاران ارزی به جیب سفتهبازان شود؛ بنابراین ممکن است بخشی از سرمایهگذاران عموما غیرحرفهای با وجود پذیرش ریسک ارزی عملا ضرر کنند. آن هم در شرایطی که هیچ تناسبی بین بازده و ریسک سرمایهگذاری در بازار ارز با آلترناتیوهایی چون سپردهگذاری در بانک وجود ندارد.
تحلیل بورس
آرتان پرس
این مطلب بدون برچسب می باشد.









ثبت دیدگاه