طبق گزارشهای ارایه شده توسط ISS، ایران چهاردهمین تولید کننده بزرگ فولاد در دنیا است و در فاصله ماههای ژانویه تا اوت سال جاری ۱۳.۴۴ میلیون تن فولاد تولید کرد. حجم فولاد تولیدی ایران در سال قبل برابر با ۱۷.۸۹ میلیون تن بود.
اما یکی از بلند پروازانه ترین طرح های اقتصادی در عرصه صنعت فولاد را می توان، طرح رسیدن حجم تولید به ۵۵ میلیون تن تا سال ۲۰۲۵ میلادی دانست. طرحی که نمی توان ان را غیر عملی دانست ولی برای تحقق ان نیاز به سرمایه، برنامه ریزی و زیر ساختهای زیادی است.
حال سوال این است که اصلی ترین موانع پیش روی صنعت فولاد برای تولید این حجم بالای فولاد چیست؟ آیا ایران ظرفیت تولید ، انتقال به بازار مصرف این حجم بالای فولاد را دارد یا خیر؟
ایران در نظر دارد تا سال ۲۰۲۵ میلادی ، حجم تولید خود را به ۵۵ میلیون تن برساند و به ششمین فولادساز بزرگ دنیا تبدیل شود . یعنی ظرف ۱۸ سال از جایگاه چهارده دنیا به جایگاه ششم صعود کند. ولی تحقق این هدف به سادگی میسر نیست و موانع زیادی در این مسیر وجود دارد.
یکی از موانع بزرگ در مسیر افزایش توان تولید فولاد ایران، فقدان تعادل بین بخش های بالادستی صنعت فولاد و بخش های پایین دستی ان است. طبق گزارشهای موجود میزان عدم توازن بین ظرفیتهای اسمی و بخشهای مختلف زنجیره تولید با استفاده از فراورده های فولادی به ۲ تا ۳ میلیون تن می رسد و این نشان می دهد صنایع پایین دستی فولاد در ایران هنوز به اندازه کافی توسعه یافته نیستند و امکان و فرصت رشد را ندارند.همین عدم توازن مانع از عرضه کافی مواد اولیه به صنعت فولاد ایران می شود و سرعت رشد تولید را کاهش می دهد.
مانع دیگری که در گزارشهای مختلف بارها مورد توجه قرار گرفته است، کمبود منابع اب در ایران و نیاز بالای این صنعت به اب در مراحل اولیه تولید فولاد است.طبق مطالعه اخیری که در ایران انجام شده است ۸۸ درصد از کشور با سطحی از خشکسالی روبرو هستند و تنها ۱۰ درصد از کشور از نظر منابع اب در وضعیت نرمال و ۲ درصد در وضعیت اشباع قرار دارد . از طرف دیگر استفاده از اب در صنایع و بخشهای مختلف اقتصادی ایران هم به درستی توزیع نشده است . گزارشهای رسمی دولتی نشان می دهد در سال ۲۰۱۶ میلادی ۸۸.۹ درصد از منابع ابی کشور در بخش کشاورزی استفاده شد در حالیکه سهم مصرف خانگی از منابع ابی برابر با ۸.۳ درصد و سهم بخش صنعت برابر با ۲.۸ درصد بود.
جالب این جاست که بخش اعظم اب کشور در بخش کشاورزی استفاده می شود ، بخشی که از نظر کارایی و راندمان در سطح بسیار پایینی قرار دارد. در صورتیکه سهم بخش کشاورزی از مصرف اب کم شود و سهم بخش صنعت افزایش پیدا کند، ما شاهد افزایش حجم تولید فولاد و افزایش ارزش افزوده این صنعت در اقتصاد خواهیم بود.
مطالعات انجام شده توسط وزارت صنعت ایران نشان می دهد، این کشور برای تولید ۵۵ میلیون تن فولاد نیازمند تخصیص ۲۹۴ میلیون متر مکعب اب است که در شرایط فعلی و با توجه به ساختارهای کنونی اقتصادی در کشور تخصیص این حجم بالای اب غیر ممکن است ولی در صورتیکه توزیع مصرف اب در بخشهای مختلف اقتصادی تغییر کند، ما شاهد این خواهیم بود که صنعت فولادسازی با ارزش افزوده بالاتری که نسبت به بخش کشاورزی در اقتصاد کشور دارد، رشد خواهد کرد. سیاستی که نه تنها به نفع صنعت فولاد، بخش صنعتی و صادرات کشور است بلکه می تواند زمینه افزایش ارزش نرخ رشد اقتصادی و صنعتی کشور را نیز فراهم کند.
این مطلب بدون برچسب می باشد.










ثبت دیدگاه