اما بعد از سال ۲۰۱۵ با افت نرخ رشد مصرف داخلی، فولاد چین با مشکل مازاد عرضه روبه رو شد. در سال ۲۰۱۵ میزان استفاده از ظرفیت تولید فولاد این کشور به حدود ۷۱ درصد کاهش یافت و در سال ۲۰۱۶ دولت مرکزی تحت عنوان مبارزه با آلودگی هوا ۶۵ میلیون تن از مازاد ظرفیت تولید کشور را کاهش داد و در نتیجه میزان بهره گیری از ظرفیت تولید فولاد به ۷۵.۵ درصد رسید. در کمتر از ۱۵ سال چین بسیاری از سیاست های خود را تغییر داده بطوریکه همینک بیش از ۵۰ درصد از فولاد خام چین توسط بخش خصوصی تولید می شود. این در حالیست که در سال ۲۰۰۳ تنها کمی بیش از ۵ درصد از تولید فولاد خام در دست بخش خصوصی این کشور بود و در حال حاضر بسیاری از شرکت های فولادی در چین دولتی نیستند. بنا به اظهار نظر مقامات این کشور، صنعت فولاد چین چندین مزیت دارد از جمله تجهیزات سطح بالا، شرکت های پیشرفته، محصولات متنوع، نیروی کار بسیار حرفه ای و یکپارچه ترین سیستم فولاد در دنیا. بعلاوه در طی سالها سرمایه گذاری استانداردهای زیست محیطی کارخانه های چینی بسیار بهبود یافته و برخی از آنها به سطوح جهانی دست یافته اند. بسیاری معتقدند که تحکیم قوانین برای کاهش آلودگی هوا تأثیر چندانی بر تولید چین نخواهد داشت اما بدیهی است که برخی شرکت ها در مناطق کلیدی تحت تأثیر قرار بگیرند. اما در روند عرضه و تقاضا بطور کلی نوسانی ایجاد نخواهد شد. در طولانی مدت و با توجه بیشتر به قوانین زیست محیطی، کارخانه های فولاد هم به صرف هزینه برای بهبود شرایط زیست محیطی در کسب و کار خودشان توجه خواهند نمود. در این راستا رقابت، تغییر و تحول و همچنین به روز سازی در شرکت ها توسعه خواهد یافت و همین اقدامات در طولانی مدت به نفع صنعت فولاد و ثبات آن خواهد بود. تحلیلگران معتقدند که صنعت فولاد چین در آینده با چالش های جدیدی روبه رو خواهد بود، چرا که مصرف فولاد روبه کاهش خواهد گذاشت و رشد اقتصادی از رشد با سرعت بالا به سوی رشد با کیفیت بالا تغییر می کند. این در حالیست که فاکتورهای بهبود رشد تولید ناخالص داخلی هم تغییر خواهند یافت.
آمار یکساله چین حکایت از این موضوع دارد :
مسئولان انجمن آهن و فولاد چین مدعی هستند که این کشور در طی پنج سال اخیر ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیون تن از ظرفیت تولید فولادش را کاهش داده است. فعالیت های چین در این زمینه عبارتند از جلوگیری از هر گونه افزایش ظرفیت، کاهش مازاد عرضه، تقویت قوانین زیست محیطی و افزایش و توسعه استانداردها. آنها در پاسخ به این سوال که چرا همچنان تولید فولاد چین بالا است هم اعلام نموده اند که تولید فولاد متکی بر میزان تقاضا در بازار است و ظرفیت تولید فولاد را تضمین می کند. کاهش ظرفیت ها با کاهش و افزایش تولید متفاوت است. در سه ماهه نخست سال ۲۰۱۷ نرخ رشد فولاد خام در چین بیشتر از سال ۲۰۱۶ است اما این میزان افزایش باتوجه به رشد تولید ناخالص داخلی که ۶.۹ درصد بوده نیاز بوده است و بیشتر برای پر کردن شکاف در بازار بعد از کاهش ظرفیت تولید بوده است. آنها در توجیه مازاد ظرفیت خود می گویند که مازاد عرضه فقط مختص چین نیست. آمریکا، ژاپن و اتحادیه اروپا هم در سال ۱۹۷۳ مازاد عرضه داشتند و بعد این مشکل را حل کردند. کشورهای پیشرفته بسته به بازارهای داخلی خود این مازاد عرضه را جذب کردند و در آن زمان چین به واردات از این کشورها مشغول بود. از اواخر ۲۰۱۵ چین هم در پی حل مشکل مازاد عرضه بوده و در پی اقدامی داوطلبانه، پیشگیرانه، قاطع و مستمر بوده است. روابط اقتصادی بین کشورها نزدیک است و تمایل به جهانی شدن با تمام چالش هایش فرآیندی قابل بازگشت نیست. سیاست های محافظتی مثل تعرفه ها ممکن است برای کوتاه پاسخگو باشد، اما در بلند مدت منجر به عقب ماندگی صنعت یک کشور شده و به صنایع پائین دستی صدمه وارد می کند. همچنین بر قدرت رقابت پذیری کشورها نیز تأثیر گذار است. علیرغم خود کفائی چین در زمینه محصولات فولادی، این کشور هنوز هم به مشارکت شرکت های بین المللی و تکنولوژی های کلیدی نیاز دارد. چین در سالهای نه چندان دور محصولات فولادی و تجهیزات را از کشورهای اروپائی وارد کرده است. این کشور از سال ۲۰۰۵ صادرکننده محصولات فولادی شد. اما در سال ۲۰۱۶ مجددا ۱۳ میلیون تن فولاد از ژاپن، کره جنوبی و اروپا واردات داشته است. این مسئله شاید تا حدی نشانگر عزم چین در حل مشکل کاهش ظرفیت و عرضه خود و نویدی به صنعت فولاد دنیا باشد.
این مطلب بدون برچسب می باشد.












ثبت دیدگاه