از روز گذشته نوسانات افزایشی زود هنگامی که در بازار داخلی و از سمت فولادسازان القایی و حوزه نورد به بازار القاء میشود، یقینا متاثر از تقاضا نبوده و صرفا تلاش برای ارتقاء سطوح قیمتهای داخلی با هماهنگی فولادسازان بزرگ به واسطه سناریوی نمایشی معامله صورت گرفته شمش در بورس کالا که با نرخ ۱۹۴۰ تومانی بوده است.
واقعیت می گوید قیمتهای جهانی در حال حاضر بالاست؛ شمش ۵۱۵ دلاری به ازای هر تن و یا ۲۱۵۰ تومانی در بازارهای صادراتی قابل توجه است؛ اما نکاتی در بازار داخلی مقاطع طویل فولادی وجود دارد که موجب برخی مسائل پیچیده میشود که در ادامه به آن اشاره خواهد شد.
بنظر میرسد که شروع سناریوی تیرماه سال جاری، مجددا در حال تکرار شدن باشد اما نکاتی وجود دارد که وضعیت بازار داخلی فولاد ایران را با مشکلاتی توام می نماید که فرصت نزدیک شدن به قیمتهای جهانی را دشوار می نماید.
همانطوریکه پیش تر اشاره گردید، بازار داخلی فولاد کشور دارای دو زنجیره تامین جداگانه است که هر کدام متغیرهای تاثیرگذار خود را داشته و از قوانین خود پیروی می نمایند.
۱) زنجیره تامین با رهبری فولادسازان بزرگ و شمش قوس و آهن اسفنجی
۲) زنجیره تامین با سرسلسله تولیدکنندگان شمش القایی و قراضه آهن
مادامی که سطوح قیمتی این دو زنجیره به یکدیگر نزدیک باشد بازار با آرامش بیشتر و با ثبات منطقی تری راه خود را می پیماید؛ مشکل زمانی به وجود می آید که زنجیره تامینی که دستی در بازارهای جهانی دارد، تلاش می نماید تا نرخهای داخلی را به نرخهای جهانی نزدیک نماید؛ و برای حصول به این نتیجه شروع به عرضه های شمش بالاتر در بورس کالا با معاملات از پیش برنامهریزی شده نموده تا بازار مقاطع داخلی را به نوعی تحریک نماید؛ به تبع سرگروه فولادسازان زنجیره دوم که تولیدکنندگان شمش القایی هستند؛ واکنش نشان داده و شروع به افزایش قیمت شمش تولیدی خود می نمایند؛
این موضوع تا مادامی که فاصله قیمتی بین حوزههای سه گانه قراضه آهن؛ شمش القایی و میلگرد آجدار بخش خصوصی یا زنجیره دوم منطقی باشد؛ بازخورد مثبت داشته و تقاضای بازار داخلی پذیرای آن خواهد بود؛ اما وضعیت وقتی شکل پیچیده ای به خود می گیرد که از یک طرف فاصله بین این حوزهها از وضعیت منطقی خارج شده و حاشیه سودها بطور ملموسی افزایش پیدا کند و از طرف دیگر فرصت ترمیم به تقاضای موثر داده نشود؛ در این حالت شاخه های انتهایی با افزایش ریسک مواجه شده و با احساس خطر بوجود آمده عقبنشینی می نمایند و بدین صورت بازار وارد حداقل چرخه کالاهایی در زنجیره های فوقانی می گردد؛
در واقع مشکل اساسی و اصلی که همواره در بطن بازار فولاد کشور وجود داشته و مانع بزرگی برای پذیرش قیمتهای نزدیک به قیمتهای جهانی در شاخه های انتهایی بازار مقاطع طویل فولادی بوده است؛ “عدم تناسب نرخ مواد اولیه به نسبت نرخ محصول نهایی” در مقاطعی از زمان و در کل زنجیره تامین بوده است؛ این موضوع با عرضه محدود در بازار داخلی و رقابتی نگه داشتن بازار با پیاده سازی سیستمی انحصاری؛ همانند آنچه که در بازار ورق کلاف نازک ایران دیده میشود؛ قابل حل است ولی برای مقاطع طویل فولادی با توجه به فعالیت پررنگ زنجیره تامین بخش خصوصی فعلا اجرایی نخواهد بود.
سخن آخر اینکه مادامی که فاصله بین قراضه آهن و شمش فولادی حوزه القایی در حال افزایش باشد؛ انتظار حصول به سطوح بالاتری از قیمتها و اعتماد تقاضای پایین دستی در بلند مدت و در این حوزه نامحتمل و زودگذر خواهد بود.
مگر اینکه شاهد افزایش قابل توجه تقاضای داخلی و یا افزایش هم سرعت نرخ قراضه آهن با شمش القایی در بازار داخلی باشیم؛ و یا اینکه بخش خصوصی بطور جدی در بازارهای صادراتی فعال گردد تا مازاد عرضه داخلی را تعدیل نماید؛ بنظر میرسد فعلا هر سه گزینه دور از انتظار باشد.
این مطلب بدون برچسب می باشد.










ثبت دیدگاه