در وضعیت فعلی تقابلی بین عرضه و تقاضا بهوجود آمده، زیرا زمانی که تقاضایی در بازار وجود نداشته باشد، بیشترین فشار بر عرضه وارد خواهد شد.با توجه به این شرایط بسیاری از واحدهای تولیدی در بخش نوردکاری فولاد به ظرفیت اسمی خود دست نیافتهاند. درحالحاضر واحدهایی که مقاطعی مانند میلگرد تولید میکنند نسبت به سایر نوردکاران در وضعیت بدتری به سر میبرند. در حقیقت رکود ساختوساز فعالیت این نوردکاران را نیز به سمت رکود کشانده است. از سوی دیگر اختلاف فاصله قیمتی بین شمش و میلگرد در چند سال گذشته کمتر شده که باعث حاشیه سود پایینتر برای نوردکاران شده است.موضوع دیگر این است که بسیاری از کارخانههای نوردکاری مدتی محصولات خود را انبار کرده بودند و درحالحاضر با عرضه این محصولات به بازار سبب اشباع آن شدهاند. از سوی دیگر نرخ محصولات بیشتر از سوی شرکتهای بزرگ تعیین میشود که واحدهای کوچکتر باید از آنها پیروی کنند و این موضوع سبب شده بخش خصوصی توان رقابت را از دست بدهد.قدرت صادراتی واحدهای نوردی در سطح پایینی قرار دارد، زیرا در بخش صادرات از یک سو بحث کیفیت مطرح است که محصولات آنها در سطح بالایی از کیفیت قرار ندارد و از سوی دیگر موضوع مشوقهای صادراتی است که مشوقهای چندان برای صادرکنندگان در نظر گرفته نشده است. نرخ تمامشده این واحدها نیز مورد توجه است که قدرت رقابتپذیری را از این واحدها گرفته است.
در کل واقعیت این است که شرایط تولیدکنندگان نورد در فولادسازی مناسب نیست و باید برای حل مشکلات این واحدهای تولید فکر اساسی کرد، زیرا عرضهکنندگان شمش به طور کم یا زیاد حداقل با حاشیه سود پایین محصولات خود را عرضه میکنند، اما چون تفاوت نرخ نوردکاران با تولیدکنندگان شمش کاهش یافته، تولیداتشان بهصرفه نخواهد بود.
راه حل این موضوع ادغام واحدهای فولادی است :
یکی از تعارضهایی که همواره در زنجیره فولاد نمایان است، پراکندگی واحدهای فولادی و جزیرهای عمل کردن این واحدهاست. در این رویکرد ممکن است برای واحدهای بزرگ فولادی مشکلی پیش نیاید، اما واحدهای کوچکی که بخواهند مستقل عمل کنند در آینده ره به جایی نمیبرند،
از اینرو باید بیش از پیش بهدنبال ادغام این واحدها با واحدهای بزرگتر بود. ایجاد هلدینگهای بزرگ فولادی میتواند در این مسیر بسیار مؤثر واقع شود و بهدرستی زنجیره فولاد را تا چشمانداز پیش رو پیش ببرد.کشورهای مختلف در دنیا در جهت کاهش هزینههای زنجیره تولید از ادغام کمک میگیرند و با یکی کردن واحدها سعی در کاهش هزینهها دارند. این امر بهویژه در صنعت فولاد که یک صنعت راهبردی و هزینهبر بهشمار میرود و تامین زنجیره آن مستلزم ایجاد واحدها و متغیرهای بسیار دیگری است، ضروریتر بهنظر میرسد؛ اتفاقی که در صنعت فولاد کشور در حال شکلگیری است. البته در ادغام واحدهای فولادی باید به تامین مواد اولیه، دسترسی به آب، موقعیت جغرافیایی واحدها و تعامل بین واحدهای معدنی و فولادی نیز توجه کرد که در نهایت به یک ادغام منطقی و درست در این زمینه برسیم.
منبع : صمت
این مطلب بدون برچسب می باشد.










ثبت دیدگاه