تراز نرخهای بازارهای بینالمللی به خصوص چین و دریای سیاه در حال حاضر و با وجود افزایش قیمت های صورت گرفته اخیر همچنان بالاتر از بازار داخلی ایستاده است؛ از طرفی تقاضای بازار داخلی ضعیف و حاشیه سود تولیدکنندگان شمش القایی در حال افزایش حبابی شکل است که این موضوع ریسک سرمایهگذاری برای خرید در بازار داخلی کشور را تا حد زیادی افزایش میدهد چراکه تجربه ثابت کرده است که فعالان این حوزه در نرخهای با حاشیه سود بالاتر از حد متعارف؛ به محض ورود بازار به نقطه تثبیت و اشباع، بلافاصله شروع به رقابت منفی درون صنفی نموده و از مواضع خود تا نقطه حداقل سود و حداقل اختلاف قیمت با نرخ قراضه آهن؛ به سرعت عقب نشینی می نمایند؛ و این عقبنشینی گاها ضررهای غیر قابل جبرانی را برای حوزههای مختلف زنجیره فولاد به خصوص سرمایهگذاران صنفی به همراه داشته است. از طرف دیگر مشکل دیگری که بحث ریسک سرمایهگذاری را در شرایط کنونی و ملتهب بازار افزایش میدهد، بحث خریدهای هیجانی و انباشت انبارها بدون توجه به خروجی متعارف و تقاضای مؤثر بازار است، که در واقع همین خریدهای بیش از حد متعارف با آرام شدن شرایط ملتهب بازار، به نوعی به عمق رکود بازار داخلی به واسطه عرضه های مضاعف دامن خواهد زد.
از طرف دیگر تمامی پتانسیل های موجود از جمله رشد سریع نرخهای جهانی مقاطع طویل فولادی؛ بازار کالایی رو به بالای داخلی؛ افزایش حداقل ۵ درصدی نرخ دلار نسبت به ابتدای سال و بالاخره نزدیک شدن به هفته های پایانی سال از جمله عواملی هستند که به روند افزایشی قیمتها کمک شایانی می نمایند.
لذا وجود تضادهای اشاره شده، به خصوص وضعیت ناپایدار زنجیره تامین شماره ۲ یا زنجیره تامین با پیشران حوزه شمش القایی؛ مسئله ریسک سرمایهگذاری را در شرایط اینچنینی افزایش داده و سرمایهگذاران فعال در سمت محصولات نهایی را وادار به جانبداری احتیاط مضاعف در این شرایط می گرداند.
برآیند متغیرهای مثبت و منفی موجود بطور حتم تعیین کننده روند آتی بازار خواهد بود، اما اینکه نتیجه تجمیع این متغیرها مثبت خواهد شد یا منفی؛ بنظر میرسد که فعلا پاسخ روشنی را نمی توان برای آن متصور شد؛ به خصوص اینکه تجربه ثابت کرده است که بازار ایران همواره جزو متلاطم ترین بازارهای دنیا و اکثر اوقات غیر قابل پیشبینی بوده است.
این مطلب بدون برچسب می باشد.










ثبت دیدگاه