حقوق ماه آبان این بازنشستگان روز ۲۸ و ۲۹ آذر و حقوق ماه آذر آنها ۱۳ دی واریز شده است و به نظر میرسد گره پرداخت حقوق سه ماه زمستان بازنشستگان این صندوق از این نیز کورتر باشد. مدیریت صندوق بازنشستگی فولاد نیز در این بین اطلاعیهای خطاب به بازنشستگان این صندوق منتشر کرده و نوشته است: «به اطلاع بازنشستگان عزیز میرساند متأسفانه علیرغم قولهای قبلی صریح مسئولان مبنی بر تأمین حقوق سالیانه سازمان برنامه بهدلیل عدم تکافوی منابع تبصرههای پیشبینیشده به استناد مفاد بند ۵ تبصره ۷ بودجه در ششماهه دوم سال اعلام نمودند بایستی بقیه منابع حقوق از محل فروش داراییهای وزارت کار تأمین گردد». اشاره مدیران صندوق بازنشستگی فولاد به قولهای مسئولان نشان میدهد دولت عملا در اجرای این وعده خود ناتوان مانده که خود نشانه دیگری از بحران جدی صندوقهای بازنشستگی در کشور است. در ادامه این اطلاعیه آمده است: «در این رابطه وزارت کار نیز اعلام نموده است اموالی جهت فروش ندارد و لذا مشخص میشود در نحوه نگارش بودجه کارشناسی لازم لحاظ نگردیده است و این صندوق را با مشکل اساسی در تأمین حقوق روبهرو نموده است. در این راستا علیرغم اینکه همه تلاشها و رایزنیها جهت حل مشکل بهصورت مکاتبه بسیار زیاد و جلسات مختلف و غیره انجام و نمایندگان محترم و مقامات عالی وزارتخانه مکاتبات متعددی انجام نمودند ولیکن عملا بهدلیل تنگناهای بودجهای تاکنون مشکل مرتفع نگردیده است و لذا این صندوق علیرغم نظریه کارشناسی و عدم موقعیت مناسب بازار سرمایه ناچارا به جهت حل مشکل حقوقی اقدام به عرضه و فروش سهامهای در اختیار نموده که در یک نوبت عرضه موفقیتی حاصل نگردید و مجددا با بازاریابی مجدد اقدام که در اولین فرصت و طی تشریفات بورسی و با قیمت مناسب حقوق ماههای اخیر از محل فروش سهام تأمین و پرداخت میگردد». این توضیحات مدیران صندوق فولاد نیز بهخوبی گویای وضعیت بحرانی این صندوق است؛ بحرانی که کمابیش دامن همه صندوقهای بازنشستگی را گرفته است.
زنگها برای چه کسی به صدا در میآیند؟
در ماههای گذشته بهصورت پیاپی شاهد تجمعات بازنشستگان صندوق فولاد در برابر ساختمان مدیریت این صندوق، ساختمان مجلس شورای اسلامی، ساختمان سازمان برنامهوبودجه، استانداریهای مختلف کشور و… بودهایم. بازنشستگانی که در شرایط جسمی و روحی نامناسب خواستار پرداخت حقوق ماهیانه خود بودند، تنها کسری از جمعیت ۸۰هزارنفری مستمریبگیران صندوق فولاد کشور هستند. در چنین شرایطی اخبار نگرانکنندهای از وضعیت مالی صندوقهای بزرگ کشور و در رأس آنها صندوق تأمین اجتماعی به گوش میرسد. مشکلات این صندوقها اگر به دقت و با روشهایی غیر از آنچه سالها آزموده شده و به شکست انجامیده، حل نشود بهجز آسیبهای جبرانناپذیر اجتماعی به میلیونها ایرانی میتواند مسائل اقتصادی و غیراقتصادی عظیمی نیز در کشور بهوجود بیاورد. سؤال این است که آیا مسئولان صدای زنگهایی را که به صدا درمیآیند میشنوند؟
این مطلب بدون برچسب می باشد.










ثبت دیدگاه