اين عوارض با سياست غيرمستقيمي براي اين منظور وضع ميشود كه محصول را غيرقابل رقابت با بازارهاي خارجي نموده و ارزش صادرات آن را از بين ببرد. اما بايد بدانيم اين امر جاي كار و مطالعه بيشتر دارد. در توليد هر نوع ماده معدني و در هر پله از پلههاي ايجاد ارزش افزوده در زنجيرهي ارزش و براي هر نوع ماده معدني، بايد مطالعه مستقل صورت گيرد، چرا كه يك بررسي علمي و فني نشان ميدهد توليد محصول در چه بخشي از زنجيره ارزش صرفه اقتصادي دارد. براي نمونه توليد مس در شركت مس در دروه ركود بازار مس، با قيمتهاي جهاني برابري ميكرد و تا مرحله توليد كنسانتره ارزش توليد داشت و از آن مرحله به بعد توليد آن به صرفه نبود. به همين خاطر آن نقطه به عنوان مرحله صرفه اقتصادي توليد آن محسوب ميشود. خام فروشي و وضع عوارض صادرات هم بايد به صورت اصولي و با توجه به شرايط بازار مورد بررسي قرار گيرد. مناسبات اقتصادي و قيمت تمام شده و شرايط بازار تعيين كننده جايگاه صادرات مي باشد. معدنكاران با ايجاد حداكثر ارزش افزوده براي محصولات معدني موافقند اما نكته اينجاست كه براي هر نوع ماده معدني، سطحي از افزايش ارزش براي محصول، صرفه توليد و امكان رقابت دارد و بيشتر از آن، امكان رقابت محصول توليد شده داخلي با بازار جهاني را ميگيرد. به همين دليل بايد نقطه بهينه براي توليد در هر مرحله از روند ايجاد ارزش افزوده پيدا شود و آن را معيار ايجاد محدوديتها و تشويقها در اين عرصه قرار دهيم.
دكتركورش شعباني-عضو هيئت مديره و مدير آموزش سازمان نظام مهندسي معدن استان تهران
این مطلب بدون برچسب می باشد.










ثبت دیدگاه