حتی مثالهای ساده نیز انگار نمیتوانند نگرانیها را کاهش دهند؛ اگر در چهار سال قبل با فرض نرخ ۳۰۰۰تومان برای هر دلار آمریکا در ارز سرمایهگذاری کرده بودید یا همان میزان ریال در بانک با سود سپرده ۱۵٪گذاشته بودید، سرمایهگذاری دوم برایتان سودآورتر بوده است. ۱۰۰دلار به نرخ ۳۰۰۰تومان در چهار سال قبل، پس از چهار سال دریافت سود ۱۵٪ (به این شرط که به سود آن دست نزنید و آن را مجددا سرمایهگذاری کنید)، امروز معادل ۵۲۴۷۰۲تومان بوده است، یعنی بازده ۷۵٪درصدی. نرخ ارز در بازار آزاد امروز همان ۴۷۰۰تومان هم که فرض کنیم، بازده آن نسبت به چهارسال قبل معادل ۵۵٪میگردد. اما چرا حتی مثال به این واضحی رییس بانک مرکزی هم اعتماد مردم را جلب نمیکند؟ شاید یکی از علل آن به نوع این سرمایهگذاریهاست. وقتی در بانک حساب سپرده باز میکنیم، تقریبا همیشه سود آن را خرج میکنیم، حتی بخشی از آن را نیز دوباره سرمایهگذاری نمیکنیم و طبیعی است که بعد از چهار سال، ۳۰۰هزار تومان سابقمان دیگر ۱۰۰دلار نمیارزد! اما در مورد سرمایهگذاری در ارز و یا سکه، نمیتوانیم گوشهای از دلار یا چند میلیگرم از سکه را در طول ماه و سال خرج کنیم و لذا این سرمایهگذاری بر روی هم انباشته میشود. طبیعی است که اگر نمیتوانیم به اعداد اعتماد کنیم، نمیتوانیم استراتژی سرمایهگذاری درستی نیز داشته باشیم.
دلار در چه قیمتی آرام می گیرد؟
آیا می توان به این پرسش پاسخ درست داد؟ طبیعی است که نه، ولی می توان در محدوده ای که دلار در آن آرام می گیرد اشاره کرد و برآوردهایی را ارایه کرد. در چند روز گذشته دلار نشان داد که در بازار ایران برای کاهش مقاومت می کند و این مقاومت بسیار قوی هم هست . در این چند روزه نه تنها دلار در بازار ارز ایران کاهش نیافت ، بلکه دو افزایش را هم تجربه کرد. به نظر می رسد که مقامات پولی و ارزی بیشتر به سمت عرضه توجه می کنند، و درست هم هست ، ولی در بخش تقاضا هم تحرکاتی به وجود آمده است که به بخشی از آنها اشاره می شود:
اول، نرخ رشد اقتصادی کشور به گواه بانک مرکزی و مرکز آمار ایران در ششماهه اول سال حدود پنج درصد شده است. افزایش نرخ رشد اقتصادی به همراه خود واردات را بیشتر می کند و چون قیمت ارز برای مدتی طولانی پایین نگه داشته شده بود، راه را برای صادرات بیشتر بست. افزایش واردات و کاهش صادرات و تراز تجاری منفی نشان دهنده این است که تقاضا برای ارز وارداتی نسبتا بالا است .
دوم، با کاهش نرخ سود بانکی مسیر سرمایه گذاری از طریق سپرده گذاری در بانکها کمی تیره و غیر قابل پیش بینی شد. مردم در شش ماهه دوم دیگر با یک انتخاب رو برو نبودند. حالا هم می توانستند در بانک سپرده گذاری کنند و هم در خرید ارز. دو بار افزایش قابل توجه هم این علامت را به مردم داد که دلار هم محلی امن برای سرمایه گذاری است . این مساله تقاضای سرمایه گذاری برای ارز را speculative demand بالا برد و تمایلات مثبتی برای بازار ارز ایجاد کرد.
سوم، بخش مهمی از سرمایه گذاران در کشور سرمایه های چند ملیتی دارند و با افزایش اندک دلار ناشی از نا آرامی های سیاسی، سرمایه خود را به دلار تبدیل می کنند. این اتفاق می تواند در کاهش نرخ سود بانکی نیز اتفاق بیفتد. به نظر می رسد که بخشی از تقاضا برای ارز ناشی از نا آرامی های سیاسی باشد.
چهارم ، همان طور که روند نرخ رشد اقتصادی نشان می دهد، تکیه این نرخ بر نفت و سرمایه های استفاده نشده کمتر و کمتر می شود. با این کاهش، تقاضا برای سرمایه خارجی به صورت های مختلف به وجود می آید که ساده ترین آن واردات کالاهای سرمایه ای است. این خود منشاء تقاضا برای ارز به حساب می اید که از حجم بالایی هم برخوردار است .
پنجم ، استمرار بحران پولی و بانکی هر لحظه می تواند دلار را به سمت پس انداز و سرمایه گذاری سوق دهد. عدم توجه به سیاست های مناسب پولی و ارزی می تواند بازار ارز را متلاطم کند.
با توجه به محرک های قوی تقاضا برای ارز در کشور به نظر می رسد که نرخ دلار پس از یک کاهش در نیمه دوم کانال چهار هزار تومان جا خوش کند تا سال به پایان برسد.
بازار ارز نیاز به توجه جدی دارد و با تکرار وعده های کاهش ارزش دلار راه را بر سیاست های مدبرانه که مستلزم توجه جدی و همزمان به بخش های عرضه و تقاضا است نبندیم .
این مطلب بدون برچسب می باشد.









ثبت دیدگاه