نبض بازار زیر فشار انتظارات
بر اساس گزارش تحلیلگران بازار، فضای انتظاری ناشی از خبرهای سیاسی، نوسانات نرخ ارز و انتظارات تورمی چشمانداز قیمتها را تحتتاثیر قرار داده است. در چنین فضایی کوچکترین سیگنال بیرونی در حوزه سیاست یا اقتصاد سریعاً به بازار منتقل شده و واکنشهای زنجیرهای ایجاد میکند.
در این میان، قیمت میلگرد که یکی از شاخصترین محصولات بازار آهنآلات است، افزایش تدریجی را تجربه کرده است، حتی با وجود اینکه تقاضای واقعی همچنان ضعیف باقی مانده و پروژههای عمرانی با سرعت کم پیش میروند. رنج قیمتی ۵۰ تا ۶۱ هزار تومان در روزهای اخیر، نمونهای از این تضاد میان انتظارات و تقاضای مصرف واقعی است.
همچنین در بازار تیرآهن، اگرچه ساختوساز رکودی مانع جهش تقاضا میشود، افزایش هزینههای جانبی و انتظارات تورمی باعث شده قیمت در برخی سایزها بالا برود — افزایشی که بیشتر بازتاب فضای روانی حاکم است تا کمبود واقعی کالا.
مولفههای واقعی اقتصادی که در بازار اثرگذارند
در کنار این فشارهای روانی، عوامل اقتصادی بنیادین نیز نقش تعیینکنندهای در شکلدهی به بازار آهن دارند. یکی از مهمترین این عوامل، بحران انرژی است که هزینه تولید فولاد را افزایش داده و برنامهریزی تولید را با عدم قطعیت مواجه ساخته است. این فشار هزینهای را میتوان در قیمت ورق سیاه مشاهده کرد، جایی که با وجود کاهش تقاضا در صنایع پاییندستی، قیمتها عمدتاً در محدوده ثبات یا نوسان جزئی قرار دارد.
در مقابل، ورقهای پوششدار مانند گالوانیزه، روغنی و رنگی که وابستگی بیشتری به نرخ ارز و مواد اولیه وارداتی دارند، نسبت به متغیرهای اقتصادی حساستر بودهاند. افزایش قیمت این محصولات در دورههای اولیه و رسیدن به فاز ثبات بعدها، نشاندهنده تلاش بازار برای هضم شوکهای اولیه و انطباق با شرایط جدید است.
پروفیل؛ میان سکون تقاضا و فشار هزینه
بازار پروفیل نمونهی بارزی از تأثیر همزمان نیروهای روانی و اقتصادی است. از یک سو تقاضای نسبی ثابت مانع نوسانات شدید شده و از سوی دیگر افزایش قیمت ورق بهعنوان ماده اولیه فشار هزینهای پنهانی بر قیمتها وارد کرده است. نتیجه این ترکیب، بازاری است که ظاهراً آرام به نظر میرسد اما در عمق، آمادگی تغییر مسیر و واکنش به متغیرهای هزینهای را دارد.
فرمان بازار در دست چیست؟
تحولات اخیر در بازار آهنآلات ایران نشان میدهد که نه میتوان نقش جو روانی را نادیده گرفت و نه میتوان واقعیتهای اقتصادی را کماهمیت دانست. جو روانی، نوسانات را سریع و گاه غیرمنطقی میکند، در حالی که واقعیتهای اقتصادی جهت کلی بازار را تعیین میکنند و مبنای تصمیمگیریهای منطقی در میانمدت هستند.
برای فعالان این بازار، تفکیک دقیق میان تاثیرات کوتاهمدت روانی و عوامل اقتصادی واقعی اهمیت دارد؛ چرا که این تمایز میتواند مرز میان تصمیمگیری حرفهای و واکنشهای احساسی را روشن سازد.
این مطلب بدون برچسب می باشد.











ثبت دیدگاه