بازارهای جهانی در روز جمعه (۵ آوریل ۲۰۲۵) شاهد افت شدید قیمت در بخش عمدهای از کالاهای پایهای از جمله نفت، فلزات اساسی و سنگآهن بودند. این کاهش قیمتی گسترده، نگرانیهایی را درباره رکود تقاضا در بازارهای بینالمللی برانگیخته است.
کمتر از دو ماه به انتخابات آمریکا باقی مانده و برندهاش، رئیسجمهور بعدی، ممکن است سیاستهای جدیدی در حوزه انرژی و صنعت نفت پیش بگیرد. در دوگانه ترامپ و بایدن، دومی که اکنون شانس بیشتری برای پیروزی دارد، گفته است میخواهد ۲ تریلیون دلار در انرژیهای سبز هزینه کند و از طرف دیگر، مجوز جدیدی برای حفاری نفت و گاز در زمینهای فدرال صادر نکند. از سوی دیگر، پیشبینی شده است صادرات نفت ایران در صورت پیروزی بایدن تا پایان سال آینده میلادی ۸/ ۱ میلیون بشکه در روز افزایش یابد.
خط لوله اروپا آسیا : در حالی که پس از اعلام توافق امارات متحده عربی و اسرائیل برای عادی سازی روابط دوجانبه، نگاه بسیاری از تحلیلگران به مسائل سیاسی و امنیتی و همکاریهای فنی و مالی بود، اکنون یک خط لوله انتقال نفت که پیش از انقلاب اسلامی با سرمایه گذاری مشترک ایران و اسرائیل […]
برآوردهای موسسات بینالمللی و همچنین تازهترین آمار منتشرشده ازسوی گمرک چین از رشد عرضه نفت خام ایران به بازار خبر میدهند. براساس این اعداد که برآوردهایی غیررسمی هستند، احتمالا صادرات روزانه نفت خام ایران در تابستان جاری تا ۶۰۰ هزار بشکه در روز افزایش داشته است. ۱۲۰ هزار بشکه از این میزان برای ماه جولای (تیر-مرداد) ازسوی گمرک چین مورد تایید قرار گرفته است. خوشبینی به نتایج انتخابات ریاستجمهوری آمریکا و رشد تقاضای چین برای نفت خام ارزان میتواند دو علت افزایش احتمالی فعالیت ایران در بازار نفت باشد.
در مردادماه حجم عرضه فرآوردههای هیدروکربوری در تابلوی فیزیکی معاملات بورس انرژی با افت یک میلیون تنی همراه شده و به رقم ۳ میلیون و ۵۰۸ هزار تن رسید که البته هنوز رقم قابل قبولی به شمار میرود ولی از کنار افت یک میلیون تنی عرضهها نیز نمیتوان به سادگی عبور کرد آنهم در شرایطی که تقاضا نیز افت نزدیک به یک میلیون تنی داشته است.
در بیش از یک دهه گذشته نگرانی اصلی در بازار نفت دیگر اتمام منابع نفت نبوده، بلکه رسیدن به اوج تقاضا و پس از آن ورود به مسیر کاهشی این سمت از بازار مهمترین کامودیتی دنیا مسالهای بوده که فکر تحلیلگران را به خود مشغول کرده است.دلیل این تحول از یکسو کشف منابع جدید در جای جای دنیا که عرضه را به مرور در وضعیت نامتوازنی در برابر تقاضا قرار داده و از سوی دیگر، خطر گرمایش جهانی است که دولتها را به حمایت از سوختهای تجدیدپذیر و وضع مقرراتی برای محدود کردن استفاده از منابع فسیلی و انتشار گازهای گلخانهای واداشته است.
آژانس بینالمللی انرژی، سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) و اداره اطلاعات انرژی آمریکا بر این باورند که تقاضای نفت تا پایان سال آینده میلادی با وجود بهبود، در سطحی پایینتر از انتهای سال ۲۰۱۹ یعنی پیش از همهگیری کرونا و اتفاقات پس از آن باقی خواهد ماند. در این میان، اوپک بدبینانهترین تخمینها را از آینده طلای سیاه نسبت به دو نهاد دیگر دارد. این سازمان در گزارش آگوست برآورد خود از سطح تقاضا در تمام فصول آینده تا آخر ۲۰۲۱ را به غیر فصل اول سال آتی کاهش داده و معتقد است میزان کاهش تقاضا در سال جاری یک میلیون بشکه بیش از آن چیزی است که آژانس تخمین میزند.
اگرچه کلیات این پیشنهاد مورد تایید قرار گرفته، اما ویژگیهای اجرایی آن با مقاومت جدی مجلس روبهرو شده است. تضمین نشدن اصل سرمایهگذاری اولیه مردم، موکول شدن تعهد مالی به دولت بعد و ایجاد بدهی جدید فراتر از سقف تعیینشده در قانون، دلایل مقاومت مجلس در برابر این شیوه تامینمالی است. اگرچه این انتقادات در چارچوب اوراق سلف استاندارد موازی نفت منطقی بهنظر میرسد، ولی در صورت استفاده از صندوقهای قابل معامله کالایی در بورس انرژی این نگرانیها مرتفع میشود و از امکان تحویل فیزیکی نفت خام، تعریف معاملات آتی و حضور پالایشگاهها در دادوستد نفت خام برخوردار خواهد بود. تشکیل این صندوق به معنای ایجاد بزرگترین بازار دادوستد اوراق نفتی با پول ملی در آسیاست و بعد از بورس انرژی شانگهای در رتبه دوم قاره کهن قرار خواهد گرفت.
روز گذشته ۱۳ قرارداد طرح نگهداشت و افزایش تولید نفت بین دو شرکت نفت فلات قاره ایران و ملی مناطق نفتخیز جنوب بهعنوان کارفرما به امضا رسید.با اجرای این قرارداد که ارزش آن بیش از یک میلیارد و ۵۲۷ میلیون یورو اعلام شده و ۱۴ شرکت ایرانی در اجرای آن حضور دارند، حدود ۱۸۵ هزار بشکه به ظرفیت تولید نفت کشور افزوده خواهد شد.به این ترتیب به نظر میرسد در شرایطی که تولید روزانه نفت خام ایران تحت تاثیر تحریمهای آمریکا کاهش یافته، وزارت نفت عزم خود را برای جلوگیری از کوچک شدن ظرفیت تولید نفت کشور جزم کرده است. بهصورت طبیعی چنانچه یک حلقه چاه نفت با کاهش برداشت مواجه شود به مرور زمان دچار افت تولید میشود. این افت تولید حتی میتواند به خروج یک چاه از چرخه تولید نیز منجر شود، اتفاقی که اگر رخ دهد به زمانی طولانی برای ریکاوری چاه نیاز خواهد داشت. بنابراین در دوران تحریم تنها کاهش فروش و تولید مطرح نیست بلکه ضربهای که افت تولید به حیات چاههای نفت وارد میکند نیز از اهمیت برخوردار است، به این ترتیب اجرای برنامههای حفظ و نگهداشت تولید از اهمیت بالایی برخوردار خواهند بود. در واقع اگر چنین برنامههایی اجرا نشوند، با لغو تحریمها امکان بازگشت سریع به ظرفیت تولید پیش از تحریمها میسر نخواهد بود.
در آخرین اصلاحیه، پالایشگاهها مکلف شدهاند که نفت را از مردم بخرند. همین تعیین تکلیف برای پالایشگاهها خود میتواند زمینه شکست این طرح را فراهم کند.در این خصوص خوب است نیمنگاهی هم به تجربه شکست خورده ونزوئلا داشته باشیم. چند سال قبل این کشور بهمنظور مقابله با تحریمهای آمریکا، از ارز دیجیتال خود با پشتوانه نفت موسوم به «پترو» رونمایی کرد. اما به سادگی و با تحریم آمریکا، ناکام ماند؛ زیرا فروشنده نفتخام، دولت است و خریدار نفت هم شرکتهای بزرگ و پالایشگاههای مشخص هستند (مبادلات G۲B). دولت را به راحتی تحریم میکنند و شرکتها هم به دلیل ترس از تنبیههای تحریمی، از مبادله سر باز میزنند.
اطلاعات منتشرشده تا این لحظه نشان میدهد مبنای اجرایی طرح گشایش اقتصادی، از مسیر فروش نفت در داخل میگذرد.