کاهش ارزش پول ملی ایران در ماه های گذشته تبدیل به چالش بزرگ در سطح اقتصاد خرد و کلان شده و موضوعی است که باید به صورت جدی و ضرب الاجلی توسط مسئولین کشور پیگیری شود و برای آن راهکارهای برون رفت از این پالش تمهید شده و مسیر را برای شکوفایی اقتصادی و رشد پایدار فراهم کرد. در این نوشتار در تلاشیم به پیامدهای افت ارزش پول کشور بپردازیم و آسیب های وارد به پیکره اقتصاد کشور را با ادامه این روند بررسی کنیم. لطفا همراه آرتان پرس باشید.
*** دو جبهه اصلی کنترل شریان های اقتصادی
وضعیت امروز ریال نتیجه سیاسی کردن اقتصاد و جهت دهی به روند واقعی قیمت ها در کشور است. اصولا در اقتصاد جهانی دو ادبیات برای کنترل شاخص های اقتصادی وجود دارد. عده ای از اقتصاددانان رویکرد کینزی را دنبال می کنند و اعتقاد دارند دولت به عنوان یک مهره قدرتمند در نظام اقتصادی هر کشور باید با سیاستگذاری های دقیق ، شریان های اقتصادی کشور را کنترل کرده و نشتی ها و تزریقاتی که به سیستم اقتصادی تحمیل می شود را رصد کرده و آن ها را به تعدل برساند.
از سویی دیگر عده ای ار اقتصاددان ها روند اقتصاد کلاسیک را پیش می گیرند به این صورت که به هیچ نیرویی اجازه ی دخالت و اعمال تغییرات در روند اقتصاد را نمی دهند. این دیدگاه شدیدا بر پایه عرضه و تقاضا عمل کرده و معتقد است دولت و هیچ نهاد دیگری به معادلات اقتصادی نباید ورود کند و جو حاکم بر اقتصاد چیزی نیست که با دخالت کردن و تغییرات لحظه ای ایجاد کردن بهبود پیدا کند. این گروه معتقدند که هر گونه دخالت در عرضه و تقاضا در دراز مدت به اقتصاد آسیب می زند.
دولت روحانی در دوره اول ریاست جمهوری خود به شکل کلاسیک عمل کرد و عملا توانست نظام اقتصادی کشور را سامان دهد و نرخ تورم را تک رقمی کند. اما در دوره دوم رویکرد دولت تغییر کرد و با مداخله در نظام اقتصادی اصلاحتی را اعمال کرد که فارغ از درست یا غلط بودن آنها چرخ اقتصاد را از مسیر کلاسیک خارج کرد.
برای مثال اختصاص ارز ۴۲۰۰ تومنی بزرگترین اشتباه محاسباتی دولت بود که به شدت رانت ایجاد کرد و تا به امروز کشور درگیر رانت های ارائه شده به نهاد هایی است که از این ارز سو استفاده کرده و بحران ارزی امروز را کلید زدند.
*** رد پای کاهش ارزش پول ملی
موضوع کاهش ارزش پول ملی مسئله ای نیست که مخصوص امسال و سال قبل باشد. ایران در سی سال گذشته در بازه های هشت ساله همواره اهد افزایش قابل توجه نرخ ارز بوده که با کاهش ارزش پول ملی همواره نرخ تورم به شکل سرسام آوری بالا رفته است. از دهه ۱۹۹۰ میلادی ایران شاهد تغییرات زیادی در نرخ برابری ارز ملی این کشور بوده است که یکی از اصلیترین دلایل آن مناقشات سیاسی با قدرتهای بزرگ و همچنین تحریمهای اقتصادی اعمال شده از سوی آمریکا از این سالها به بعد بوده است. از سال ۲۰۱۲ تحریم های ایران بازی اقتصاد ایران را متاثر کرده که تا به امروز مهم ترین عامل کاهش پول ملی ایران محسوب می شود.
دولت ترامپ همواره با تحت فشار قرار دادن اقتصاد ایران، چشم انداز اقتصاد کشور را با ناامنی همراه کرده و این موضوع در چهار سال گذشته سبب افت نسبی دلار به صورت ماهانه نسب به مشابه سال قبل خود شده است.عملا روند کاهش ارزش پول ملی فرایندی ۲۰ ساله را طی کرده که به صورت تقریبی همواره این روند بدون وقفه ادامه داشته است.
*** دلایل کاهش ارزش ریال
اولین دلیل کاهش ارزش ریال در برابر دلار کاهش قابل توجه ذخایر ارز خارجی ایران در طی سال های اخیر بوده است. یکی از عواملی که در حال حاضر به عنوان چال اصلی در نظام اقتصادی کشور مطرح است عدم بازگشت دلارهای صادراتی به نظام اقتصادی است. دومین دلیل کاهش نرخ ارز، افت قیمت نفت ایران و کاهش میزان فروش نفت توسط ایران بود.این موضوع از سال ۲۰۱۲ بر اقتصاد ایران تاثیر گذاشته و تا امروز اقتصاد ایران را تحت الشعاع قرار داده است.
دلیل دیگری که به کاهش نرخ ارز ورود کرده است، جند نرخی بودن دلار در سال های اخیر بوده است. در حال حاضر دلار نیمایی، دلار سنایی و دلار بازار آزاد در ایران معامله می شود که معمولا قیمت نهایی این ارز به سمت بالاترین قیمت میل می کند. برای مثال در روزهای اخیر شاهد رشد قیمت دلار سنایی بودیم که به شدت بر بازار بورس کالا تاثیر گذار شده و خود به کاهش بیشتر ارزش پول ملی خواهد انجامید.
موضوع دیگری که نباید از آن غافل بود کسری بودجه شدید دولت در شرایط فعلی است. رقم قطعی از کسری بودجه دولت در دست نیست اما چیزی که واضخ است این است که دولت بخش قابل توجهی از کسری بودجه خود را به شکل دلاری برطرف خواهد کرد و بالا بردن نرخ دلار به دولت کمک می کند تا این بدهی را ساده تر پرداخت کند. پس می تواند در کوتاه مدت راهکار خوبی برای دولت باشد تا با اهش ارزش پول بحران های شاخص عملکرد خود را مرتفع کند.
*** پیامدهای کاهش نرخ ارزش پول ملی
یکی از مهم ترین عال کاهش نرخ ارزش پول ملی افزایش بی رویه تور داحلی و تهدید اقتصاد خرد جامعه و کاهش توان خرید مردم است که این موضوع تبات اجتماعی جامعه را تهدید می کند. نرخ تورم ایران حدودا ۴۰ درصد برآورد شده که البته مقدار آن بیشتر از این رقم هاست.
*** نزول روز افزون استانداردهای زندگی مردم
جو هیجانی حاکم بر بازار این روزهای ایران نتیجه افسارگسیختگی نرخ ارز است که باعث شده هیچ یک از کالاهای اساسی زندگی مردم نرخ ثابتی نداشته باشد. به عنوان مثال خودروی ۲۰۶ تولید شده در یکسال، با یک شرایط مشخص و آپشن های معین و کیفیت برابر در وضعیت فنی اختلاف ۸۰ میلیون تومانی در قیمت را تجربه کرده اند. این موضوع امنیت اقتصادی جامعه را به خطر می اندازد و حباب قیمت ها سبب آشفتگی بازار و کاهش میزان عرضه و تقاضا خواهد شد.
*** افزایش حباب قیمت طلا
با کاهش ارزش پول ملی، بازار فلزات گرانبها نیز با چالش هایی همراه خواهد شد. رشد روز افزون قیمت طلا علاوه بر اینکه برای عموم مردم آسیب زننده است برای صنایع نیز وضعیتی مشابه ایجاد می کند. جو هیجانی حاکم بر بازار طلا به این دلیل است که کاهش نرخ پول ملی مردم را به بازارهای موازی سوق می دهد تا بتوانند بخشی از سرمایه و پس انداز خود را حفظ کنند. این شرایط تا جایی ادامه پیدا کرده که قیمت هر سکه از ۱۶ میلیون تومن عبور کرده است.
از طرفی صنایع بسیار بزرگی در کشور وابسته به قیمت فلزات گرانبها هستند که بازار آن ها با رکود شدیدی همراه شده است. در مجموع وضعیت رکود تورمی حاکم بر بازار نیاز به تامل بسیار عمیقی از جانب مسئولین دارد. اگر در شرایط فعلی فکری به حال این وضع نکنیم ممکن است در آینده اقتصاد کشور دلاریزه شود و گرانی ها و اختلاف طبقاتی در جامعه غیر قابل جبران شده و تبعات اجتماعی بالایی را به همراه داشته باشد.
این مطلب بدون برچسب می باشد.











ثبت دیدگاه